همجوار
/hamjavAr/
مترادف همجوار: مجاور، نزدیک، هم دیوار، همسایه، هم مرز
برابر پارسی: همسایه
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
مترادف ها
نزدیک، مجاور، همسایه، همجوار، متوالی، محدود، دیوار به دیوار
نزدیک، مجاور، همسایه، همجوار، محدود، دیوار به دیوار، متلاقی
نزدیک، مجاور، همجوار، پیوسته، متصل، مربوط بهم
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
این چه مسخره بازیه که شما توی سایت تون راه انداختید. به جای اینکه کلمات صحیح رو با اِعراب بنویسید میاد انگلیسی می نویسید؟؟؟؟
هنوز یاد نگرفتید که با زبان فارسی و با اِعراب کار کنید حتما باید متوصل به انگلیسی بشید؟؟؟؟؟
... [مشاهده متن کامل]
واقعا جای تاسفه که در فرهنگ لغت فارسی با توسل به انگلیسی می خواید فارسی صحیح رو به ما یاد بدید !!!!!! واقعا جای تاسفه . . . . .
هنوز یاد نگرفتید که با زبان فارسی و با اِعراب کار کنید حتما باید متوصل به انگلیسی بشید؟؟؟؟؟
... [مشاهده متن کامل]
واقعا جای تاسفه که در فرهنگ لغت فارسی با توسل به انگلیسی می خواید فارسی صحیح رو به ما یاد بدید !!!!!! واقعا جای تاسفه . . . . .