همتک

فرهنگ فارسی

همقدم، همراه، هم دور، دوتن که باهم بدوند

فرهنگ معین

( ~. تَ ) (ص . ) رفیق ، همراه .

فرهنگ عمید

= همتگ

پیشنهاد کاربران

دوست
رفیق
همراه
باهم
آن حکیمی گفت دیدم هم تکی
در بیابان زاغ را با لک لکی
در عجب ماندم بجستم حال شان
تا چه قدر مشترک یابم نشان
چون شدم نزدیک و من حیران و لنگ
خود بدیدم هر دوان بودند لنگ
مولانا