همای چهرزاد

پیشنهاد کاربران

کیخسرو کورش نیست
کورش در شاهنامه از فراموش شدگانه
مثل مادها و سلوکیان و اشکانیان
فقط نام بهمن با هخامنش جد کورش
همخوانی داره
کورش پدر قدرتمندی مثل کیکاووس
نداشته . . .
کیخسرو به بابل یا میانرودان حمله نکرده
...
[مشاهده متن کامل]

از دجله اونور تر نرفته . . .
از اون مهمتر ، کیخسرو قبل لهراسپ ه
فردوسی میگه بخت النصر همزمان با
لهراسپ بوده ، درحالیکه
کورش ۵۰ سال بعد از بخت النصر ه
البته اگه منظور شاهنامه فردوسی
بخت النصر دوم بابل باشه ، نه اول !
بخت النصر اول که میشه ۳۱۰۰ سال قبل
غیر از اون همین هُمای چهرآزاد
منطبق با آمیتیس یا هوماتی
دختر پادشاه ماد و همسر پادشاه بابل ه
که ظاهرا باغ معلق بابل برای آمیتیس
ساخته شده . . .
آمیتیس هم ملکه بابل بوده
هم شاهزاده ماد ها و مظهر پیمان اتحاد
میان ماد و بابل پس از انقراض آشور
خلاصه بگم شاهنامه فردوسی
در شرح سلسله اشکانیان میگه :
چو کوتاه شد شاخ و هم بیخ شان
نگوید جهاندار تاریخ شان
کز ایشان جز از نام نشنیده ام !
نه در نامه خسروان دیده ام !
فردوسی سلسله ۴۷۰ ساله اشکانیان
رو کوتاه میدونسته و از ۳۰ پادشاهش
فقط از حدود ۱۰ تا شون اطلاع داشته

همای ( به اوستایی: ت. ت.   'humāiiā' ؛ به پارسی میانه: ت. ت.   'هوماگ' ) شناخته شده به همای چهرزاد، هفدهمین پادشاه ایران و هفتمین پادشاه کیانی است، همای دختر کی بهمن، مادر داراب است که بر پایهٔ شاهنامهٔ فردوسی و بهمن نامه وی سی و دو سال پادشاهی کرد ولی برپایهٔ بندهشن و دیگر منابع ایرانی - اسلامی وی سی سال پادشاهی کرد.
...
[مشاهده متن کامل]

همای در عهد پادشاهی اش هرگز کار ناپسندی نکرده و مردمان او همواره در آسایش و تندرستی زندگی می کرده اند؛ دوران زندگانی همای نقطه تلاقی میان مستندات تاریخی با شاهنامهٔ فردوسی است.
برخی از پژوهشگران پادشاهی همای چهرزاد را با دورهٔ هخامنشی پیوند می دهند و وی را با آتوسا ( دختر اردشیر دوم ) یکسان می دانند؛ همچنین همای چهرزاد بنایی به نام "هزار ستون" را در نزدیکی شهر اصطخر بنا کرد که شباهت بسیار زیادی به بنا کردن پارسه به دست داریوش یکم دارد .
— فردوسی
موضوع نام و معنای همای مورد بحث و جدل پژوهشگران است. بنونیست آن را خوش بخت، اشمیت مفهوم آن را دارای اندیشهٔ نیک، و مایرهوفر به معنی دارای هنرهای نیک، معنا کرده است. لقب همای، یعنی چهرزاد، که کوتاه شدهٔ چهرآزاد به معنای «از تباری نجیب» است، که در بسیاری از منابع آورده شده است. شکل شهرآزاد ( Shehraazaad ) در کتاب طبری و فارس نامهٔ ابن بلخی، گونهٔ پارتی این واژه را نشان می دهد. به نوشتهٔ مسعودی و یعقوبی، شهرآزاد لقب مادر هما بود، حال آن که حمزهٔ اصفهانی به هما لقب اضافی شمیران ( shemiran ) را نیز می دهد.
فردوسی همای را با عناوین هنرمند، بادانش، و نیک رای، وصف می کند و دربارهٔ او این داستان را ارائه می دهد: همای محبوب پدر خود بود و مطابق با سنت و عقاید خویدوده، بهمن با او ازدواج کرد و او را وارث تاج و تخت پس از خود برگزید. بهمن همچنین صاحب پسری بنام داراب از همای شد، پس از مرگ بهمن، همای نوزاد خود را جهت حفظ سلطنت خویش به انواع لعل و گوهر بیاراست و در گهواره ای نهاد و آن را به رود فرات افکند. سپس اعلام کرد که مولود مرده به دنیا آمده است.
همای همراه طفل عده ای را مأمور کرد تا صندوق را از کنار ساحل تعقیب نمایند تا از سرنوشت کودک آگاهی حاصل شود، عاقبت صندوق توسط گازُر نامی رخت شوی یا آسیابان نجات می یابد در آن هنگام مأموران سر رسیده کودک غرق در جواهرات را در دست او می بینند و اعلام می کنند مخارج و هزینه طفل تا آخر عمر همراهش هست می تواند او را نگهداشته بزرگ نماید امّا احدی نباید از این راز با خبر گردد. گازر او را به خانه آورد به همسرش داد آنگاه نام او را داراب نام نهادند.

همای چهرزادهمای چهرزادهمای چهرزادهمای چهرزادهمای چهرزادهمای چهرزاد
منابع• https://fa.wikipedia.org/wiki/همای_چهرزاد

بپرس