هم خوراک


مترادف هم خوراک: هم سفره، هم کاسه

معنی انگلیسی:
mess

لغت نامه دهخدا

هم خوراک. [ هََ خوَ / خ ُ ] ( ص مرکب ) هم خور. هم کاسه. دو تن که با هم خورند. هم خوان. ( یادداشتهای مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) دو یا چند تن که باهم در خوردن طعام شرکت کنند.

فرهنگ عمید

دو یا چند تن که با هم غذا بخورند.

جدول کلمات

هم کاسه

پیشنهاد کاربران

هم سفره، هم پیاله /
برای توصیف کسانی به کار می رود که برای غذا خوردن اغلب با دوستان یا افراد آشنا روی یک میز یا کنار یک سفره می نشینند و غذای مشابه مصرف می کنند. البته گاهی اوقات حالت کنایه ای پیدا می کند به این صورت که؛ برای توصیف انجام یک سری کارهای مشابه و تکراری توسط عده ای از مردم حتی به لحاظ فکری، از عبارت �هم خوراک� استفاده می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

کاسه یکی
a dinner/dining companion ( =someone you have dinner with )