هفوات

لغت نامه دهخدا

هفوات. [ هََ ف َ ] ( ع اِ ) ج ِ هفوة. لغزشها. ( یادداشت مؤلف ) : از جانب سلطان بر آن هفوات اغضا میرفت. ( ترجمه تاریخ یمینی ).... و اغضا بر هفوات و بادرات آن قوم مبذول داشت. ( جهانگشای جوینی ). از هفوات ایشان تجاوز و اغماض رفت. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ فارسی

(اسم ) جمع هفوت (هفوه )

پیشنهاد کاربران

در دعای روز ۱۴ ماه مبارک رمضان داریم:
واقِلْنی فیهِ من الخَطایا والهَفَوات
و درگذر از من در آن از خطاها و بیهودگی ها