هرمافرودیت
لغت نامه دهخدا
هرمافرودیت. [ هَِ ما رُ ] ( اِخ ) داستان نویسان این عنوان را به یکی از پسران آفرودیت و هرمس اطلاق و روایت کرده اند که : وی که به نام پدر و مادرش خوانده می شد در جنگلی به نام ایدا واقع در فریژی ، به وسیله نمف ها پرورش یافت. بسیار زیبا بود و در پانزده سالگی به جهانگردی پرداخت و سراسر آسیای صغیر را زیر پا گذاشت تا به دریاچه کاری رسید. الهه دریاچه کاری به نام سالماسیس به او دل باخت و او عشق سالماسیس را نپذیرفت اما روزی که او از دیدن زیبایی دریاچه بیخود شد و عریان به درون آب رفت سالماسیس خود را به او رسانید و از خدایان خواست که وجود آن دو را بهم پیوند دهند و از این دو بفرمان خدایان موجود تازه ای ساخته شد که دارای دو طبیعت بود و در مقابل هرمافرودیت از خدایان خواست که هر که در آن دریاچه آب تنی کند قدرت مردی را از او زایل کنند. میگویند تا زمان استرابون هنوز این دریاچه دارای خاصیت بوده است. ( از فرهنگ اساطیر یونان و رم پیر گریمال ترجمه بهمنش ج 1 ص 412 و 413 ). رجوع به هرمس شود.
پیشنهاد کاربران
ویراکوچا
افسانه ویراکوچا، خدایی با خون طلایی که تمدن اینکا را خلق کرد. افسانه ویراکوچا، خدای آفریننده و برتر تمدن اینکا، با داستانی منحصربه فرد از خون طلایی گره خورده است. این موجود الهی، نه مرد و نه زن، به عنوان خالق جهان و تمدن شناخته می شود.
... [مشاهده متن کامل]
برای مردمان اینکا و فرهنگ های پیشااینکا، طلا تنها یک فلز گران بها نبود، بلکه نماد خون این خدا و �عرق خورشید� بود که قداستی بی بدیل به آن می بخشید. این خدای قدرتمند که نامش به ندرت برده می شد، با القابی چون �ایلیا� ( نور ) و �تیکسی� ( آغاز ) یاد می شود.
این خالق اعظم، برای تمدن اینکا و فرهنگ های پیشااینکا قداست ویژه ای داشت و به طور منحصربه فردی غیردوجنسیتی، نه مذکر و نه مونث، توصیف می شد. طلا در این فرهنگ ها ارزش مادی نداشت، بلکه نماد خون او و عرق خورشید بود. زرگران ماهر آمریکای جنوبی پیش از ورود فاتحان اسپانیایی به رهبری فرانسیسکو پیزارو در سال ۱۵۳۳ میلادی، از طلا در مناسک مذهبی استفاده می کردند. این علاقه به طلا، سرانجام به سقوط آن ها انجامید؛ پیزارو با به بردگی کشیدن آخرین امپراتور اینکا، آتاهوالپا، و وادار کردن او به ذوب طلا و گرویدن به مسیحیت، این امپراتوری را نابود کرد.
برخی نظریه پردازان فضانوردان باستانی، ویراکوچا را یک موجود فرازمینی با خونی از طلا می دانند که شباهت هایی با داستان های آناناکی، خدایان بلندمرتبه بین النهرین، دارد. طبق تفسیراتی از الواح باستانی، آناناکی ها برای استخراج طلا و نجات اتمسفر سیاره خود به زمین آمدند. علاوه بر این، مصرف طلا در مصر باستان نیز رواج داشت؛ مصریان معتقد بودند طلا پوست و گوشت خدایان است که این باور با دیدگاه اینکاها درباره خون طلایی این خدا هم خوانی دارد.
این خدای باستانی گاهی اوقات با ریش توصیف می شود و برخی روایات می گویند او از دریاچه تیتیکاکا، نزدیک محوطه باستانی تیواناکو و دروازه خورشید، ظهور کرد. در این محوطه، تندیسی یکپارچه که ممکن است متعلق به او باشد، به یک آناناکی ریش دار شباهت دارد و در سراسر جهان تندیس های مشابهی یافت شده است.
افسانه ویراکوچا، خدایی با خون طلایی که تمدن اینکا را خلق کرد. افسانه ویراکوچا، خدای آفریننده و برتر تمدن اینکا، با داستانی منحصربه فرد از خون طلایی گره خورده است. این موجود الهی، نه مرد و نه زن، به عنوان خالق جهان و تمدن شناخته می شود.
... [مشاهده متن کامل]
برای مردمان اینکا و فرهنگ های پیشااینکا، طلا تنها یک فلز گران بها نبود، بلکه نماد خون این خدا و �عرق خورشید� بود که قداستی بی بدیل به آن می بخشید. این خدای قدرتمند که نامش به ندرت برده می شد، با القابی چون �ایلیا� ( نور ) و �تیکسی� ( آغاز ) یاد می شود.
این خالق اعظم، برای تمدن اینکا و فرهنگ های پیشااینکا قداست ویژه ای داشت و به طور منحصربه فردی غیردوجنسیتی، نه مذکر و نه مونث، توصیف می شد. طلا در این فرهنگ ها ارزش مادی نداشت، بلکه نماد خون او و عرق خورشید بود. زرگران ماهر آمریکای جنوبی پیش از ورود فاتحان اسپانیایی به رهبری فرانسیسکو پیزارو در سال ۱۵۳۳ میلادی، از طلا در مناسک مذهبی استفاده می کردند. این علاقه به طلا، سرانجام به سقوط آن ها انجامید؛ پیزارو با به بردگی کشیدن آخرین امپراتور اینکا، آتاهوالپا، و وادار کردن او به ذوب طلا و گرویدن به مسیحیت، این امپراتوری را نابود کرد.
برخی نظریه پردازان فضانوردان باستانی، ویراکوچا را یک موجود فرازمینی با خونی از طلا می دانند که شباهت هایی با داستان های آناناکی، خدایان بلندمرتبه بین النهرین، دارد. طبق تفسیراتی از الواح باستانی، آناناکی ها برای استخراج طلا و نجات اتمسفر سیاره خود به زمین آمدند. علاوه بر این، مصرف طلا در مصر باستان نیز رواج داشت؛ مصریان معتقد بودند طلا پوست و گوشت خدایان است که این باور با دیدگاه اینکاها درباره خون طلایی این خدا هم خوانی دارد.
این خدای باستانی گاهی اوقات با ریش توصیف می شود و برخی روایات می گویند او از دریاچه تیتیکاکا، نزدیک محوطه باستانی تیواناکو و دروازه خورشید، ظهور کرد. در این محوطه، تندیسی یکپارچه که ممکن است متعلق به او باشد، به یک آناناکی ریش دار شباهت دارد و در سراسر جهان تندیس های مشابهی یافت شده است.
نرماده، خنثی، نروموک یا هرمافرودیت ( به انگلیسی: Hermaphrodite ) ، موجودی که به طور طبیعی هر دو اندام تناسلی نر و ماده را داراست و می تواند هم زامه و هم تخمک پدیدآورد؛ مانند شته ها، حلزون ها، کرم خاکی. هرمافرودیت از نام اساطیری هرمافرودیته گرفته شده است.
به انگلیسی: hermaphrodite
مصوب فرهنگستان: نر ماده
مصوب فرهنگستان: نر ماده