هدو

لغت نامه دهخدا

هدو. [ هََ دُوو ] ( ع ص ) راهنما. ( منتهی الارب ). هادی. ( اقرب الموارد ). رجوع به هدایت و هادی شود.

فرهنگ فارسی

راهنما هادی

پیشنهاد کاربران

هر گاه برف و باران با هم ببارد در گویش بختیاری به آن هدو می گویندهدو می آید یعنی هردو هم برف هم باران
سلیم
هَدو: آرامش، آرامش در بدن که پس از جنب و جوش بدست می آید.
سلیم
نَدو: آرامش، ایستایی
راهنما