ها


معنی انگلیسی:
used as a plural ending especially for names of inanimate objects, be hold, be careful! here you are! i see!, behold!, be careful!, here you are!, i see

لغت نامه دهخدا

ها. ( اِ ) نام حرف هَ : آتش افتاد روی چادر دو تا گل مثل چشم «ها» سوخت. الهی چشمهاشان را مرده شور درآرد... ( چرند و پرند تألیف دهخدا از روزنامه ایران کنونی ). || هاء دوچشم ، در تداول عامه هاء هوز است.

ها. ( ق ) ( در تداول ) آری ؛ در مقابل نه : یا ها یا نه. نه ها، نه ، نه. نه ها گفت نه نه ؛ یعنی هیچ نگفت :
پریرویان مه سیما سلامی ها علیکی نه.

ها.( پسوند ) محمد معین نوشته است : دومین نشانه جمع در پهلوی «ایها» است مثال :
مفرد
جمع
در
دریها( دره ها )
کوست ( جانب ، طرف ، ناحیه )
کوستیها ( جوانب ، اطراف ، نواحی ) k00l )_rb naps ssalc=\'tnedni\'naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'radahiradnaps/naps/rbnaps ssalc=\'tnedni\'naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'tsukahitsuknaps/naps/rb"> a/> rb>این شکل جمع، جدیدتر از شکل نخستین است و جز در متن های متأخر دیده نمیشود، چنانکه در کتاب «مینوی خرد» فقط چهار بار و در کتاب «شکند گمانیک ویچار» فقط پنج بار به کار برده شده است. همین نشانه جمع است که در متون پهلوی متأخر به صورت «ها» a di="934171nf" ferh="" revoesuomno="tpircsavaj:piTwohS( 'naps ssalc=\'tnedni\'.naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'ahnaps/- naps/rb"> a/> درآمده و در زبان فارسی ( دری ) نیز «َها» شده است. a di="834171nf" ferh="" revoesuomno="tpircsavaj:piTwohS( 'naps ssalc=\'tnedni\'naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'eriammarGnaps/ naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'edsedutEnaps/َ ,naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'tehcolBnaps/.naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'Enaps/ naps/rb naps ssalc=\'tnedni\'.naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'6353naps/ naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'pnaps/ ,naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'siraPnaps/ ,naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'eivlhePnaps/naps/rbnaps ssalc=\'tnedni\'naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'ninaps/ naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'snosseLnaps/ ,naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'ahcurahBnaps/.naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'Dnaps/.naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'hSnaps/.naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'Enaps/naps/rb naps ssalc=\'tnedni\',( naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'noitidenaps/ naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'d3naps/ ) naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'Inaps/ naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'traPnaps/ ,naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'dnazaPnaps/ naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'ivalhaPnaps/naps/rb naps ssalc=\'tnedni\',naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'6353naps/ ,naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'9391naps/ naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'yabmoBnaps/naps/rbآبراهامیان ، راهنمای زبان پهلوی naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'6131naps/ ص naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'96naps/.rb"> a/> ( مفرد و جمع صص naps ssalc="thgilhgih" rid="rtl">51naps/>-naps ssalc="thgilhgih" rid="rtl">61naps/> ). نشانه اصیل جمع در زبان فارسی یکی «ها» است : نشانه َها، در ریشه هند و اروپایی بوده است که معنی اسم جمع داشته است. برای استعمال این نشانه قواعد واستثناآت بسیار است. در جدول ذیل بطور خلاصه میتوان اسمائی را که به «َها» جمع بسته میشود، ملاحظه کرد: همه کلمات در زبان مخاطبه و تکلم. جانداران. جمادات و مایعات. اسماء معنی. نباتات. اجزای نبات. اعضا و متعلقات بدن. اسماء دال بر وقت و زمان. اعداد. اسم جمع. ضمیر.rb>اینک تفصیل این اجمال : بعضی گویندگان سبک هندی و متأخران مانیز جانداران را به «َها» جمع بسته اند _( :بیشتر بخوانید ...

فرهنگ فارسی

ضمیرمفرد مغایب ( سوم شخص مفرد ) مونث : بعینها بنفسها( بخویشتن ) .
تپانچه بر روی کسی زدن .

فرهنگ معین

(اِ. ) هر فصل از کتاب «یسنا».
۱ - (ق ایجاب و تصدیق . ) (عا. ) آری ، بلی . مق نه . ۲ - (ق استفهام . ) چه ¿ چه طور¿
[ په . ] (پس . ) نشانة جمع .
۱ - (صت . ) کلمة دال بر تنبیه ، آگاه باش . ۲ - (صت . ) از ادات تحذیر است ، هان ،ها، مار. نروی ها! کلمة دال بر تحذیر: ها، مار.

فرهنگ عمید

نام حرف «ه».
* های بیان حرکت: حرف «ه» که در آخر کلمات درمی آید و به صورت e
* های ملفوظ: حرف «ه» که در اول، وسط و آخر کلمه می آید و به صورت h
۱. [عامیانه] کلمۀ جواب، بلی، آری.
۲. [عامیانه] چه گفتی؟: ها؟ با کی بودی؟
۳. [عامیانه] درست است؟، نظر تو چیست؟: همه چیز گران شده، ها؟
۴. [قدیمی] آگاه باش.
هوای گرمی که از ریه ها خارج می شود.
علامت جمع: خانه ها، چوب ها، سنگ ها.

گویش مازنی

/haa/ علامت تصدیق است

واژه نامه بختیاریکا

اِرَی؛ هَرَی؛ هره؛ آری؛ بله
نشانه جمع به معنی ا
نیا

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَثَاماً: سزا-مجازات - کیفر سخت
معنی أَثْخَنتُمُوهُمْ: بسیار آنها را کشتید- برآنها غلبه کردید - آنان را از قدرت و توان انداختید (کلمه اثخان به معنای بسیار کشتن ، و غلبه و قهر بر دشمن است . کلمه ثِخَن به معنی غلظت و بی رحمی است و اثخان کسی به معنی بازداشتن و مانع حرکت وجنبش او شدن است مثلاً با کشتن او . د...
معنی أَثَرِ: اثر-جای پا
معنی أَثَرْنَ: زیر ورو کردند-برپا نمودند
معنی أَثَرِی: در پی من
معنی أَثْقَالاًَ: بارهای سنگین
معنی أَثْقَالَکُمْ: بارهای سنگینتان
معنی أَثْقَالَهَا: بارهای سنگینش
معنی أَثْقَالَهُمْ: بارهای سنگینشان
معنی أَثْقَلَت: آن زن سنگین شد
معنی أَثْلٍ: نام گیاهی بی میوه(طرفاء)
معنی أَثُمَّ: آیا بعد از
معنی أَثْمَرَ: میوه داد
معنی أَثِیمٍ: گناه پیشه
معنی أَجِئْتَنَا: به سراغ ما آمده ای
ریشه کلمه:
ها (۱۳۹۹ بار)

حرف تنبیه است به معنی آگاه باشید و آگاه باش . بدانید شما آنهایید که در آنچه می‏دانید محاجه کردید. این «ها» چهار بار در قرآن مجید آمده است.

مترادف ها

oh! (صوت)
به، وه، ها، اوه

ha! (صوت)
علامت تعجب، ها

ho! (صوت)
اهای، اهوی، ای، های، ها

فارسی به عربی

اوه

پیشنهاد کاربران

ها. . زبان محلی بله
ها. . علامت جمع . . فارس ها. . ایرانیها
واژه ها در فارسی طبق لغت نامه دهخدا
واژه ها. ( اِ ) نام حرف هَ : آتش افتاد روی چادر دو تا گل مثل چشم �ها� سوخت. الهی چشمهاشان را مرده شور درآرد. . . ( چرند و پرند تألیف دهخدا از روزنامه ایران کنونی ) . || هاء دوچشم ، در تداول عامه هاء هوز است.
...
[مشاهده متن کامل]

ها. ( ق ) ( در تداول ) آری ؛ در مقابل نه : یا ها یا نه. نه ها، نه ، نه. نه ها گفت نه نه ؛ یعنی هیچ نگفت :
پریرویان مه سیما سلامی ها علیکی نه.
ها. ( پسوند ) محمد معین نوشته است : دومین نشانه جمع در پهلوی �ایها� است مثال :
مفرد
جمع
در
دریها ( دره ها )
کوست ( جانب ، طرف ، ناحیه )
کوستیها ( جوانب ، اطراف ، نواحی )
این شکل جمع، جدیدتر از شکل نخستین است و جز در متن های متأخر دیده نمیشود، چنانکه در کتاب �مینوی خرد� فقط چهار بار و در کتاب �شکند گمانیک ویچار� فقط پنج بار به کار برده شده است. همین نشانه جمع است که در متون پهلوی متأخر به صورت �ها� درآمده و در زبان فارسی ( دری ) نیز �َها� شده است. آبراهامیان ، راهنمای زبان پهلوی ص مفرد و جمع صص نشانه اصیل جمع در زبان فارسی یکی �ها� است : نشانه َها، در ریشه هند و اروپایی بوده است که معنی اسم جمع داشته است. برای استعمال این نشانه قواعد واستثناآت بسیار است. در جدول ذیل بطور خلاصه میتوان اسمائی را که به �َها� جمع بسته میشود، ملاحظه کرد: همه کلمات در زبان مخاطبه و تکلم. جانداران. جمادات و مایعات. اسماء معنی. نباتات. اجزای نبات. اعضا و متعلقات بدن. اسماء دال بر وقت و زمان. اعداد. اسم جمع. ضمیر. rb>اینک تفصیل این اجمال : بعضی گویندگان سبک هندی و متأخران مانیز جانداران را به �َها� جمع بسته اند _ ( :
ها. ( پیشوند ) گاهی به معنی �وا� و �به � می آید: هاگرفتن = واگرفتن : گفت این خواری به خود ها نگیرم. ( اسکندرنامه ) . قاتل عظیم بترسید و پشت ها داد. ( اسکندرنامه ) . گفت برو بپرس که طفغاچ کدام است و دست او هاگیر. ( اسکندرنامه ) .
وگر گوید بگیرم زلف و خالش
به کوتا هانگیری هاممالش.
|| گاه در بعضی لهجه ها در اول پاره ای افعال درآید و ظاهراً تغییری در معنی نمی دهد: هادادن : خدا وقتی هامیده وَر وَرِ جماران هم هامیده .
ها. ( صوت ) اشاره به قریب و نزدیک. ( برهان ) . کلمه اشاره به معنی اینک که بدان به چیز نزدیک اشاره میکنند. ( ناظم الاطباء ) . به معنی اینک باشد که مصغر این است. ( برهان ) :
چو من ناورد پانصد سال هجرت
دروغی نیست ها برهان من ها.
خاقانی.
کعبه چه کنی با حجرالاسود و زمزم
ها عارض و زلف و لب ترکان سرائی .
خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 443 ) .
نزد سلیمان شهم ستود چو آصف
گفت که ها هدهد سبای صفاهان.
خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 360 ) .
پس از صد سال اگر گوئی کجا او
ز هر بیتی ندا خیزد که هااو.
نظامی.
ها. ( صوت ) در مواردی �ها� به معنی بنگر، ببین ، بهوش باش و مانند اینها به کار میرود که در این صورت از اصوات تنبیه و تحذیر به شمار میرود و ممکن است مخفف هان باشد، چنانکه صاحب نهج الادب در ذیل حروف تنبیه پس از ذکر هان آرد: �ها چون هادرویش و می تواند که ها بخصوصه مخفف هان بود که هم برای این معنی آید، چنانکه هادوری به معنی گدای مبرم یعنی شخصی که دوری از او بهتر است ، در محل تخصیص و آگاه کردن مستعمل شده اولاً بعد از آن به معنی گدای مبرم آمده مجازاً. اثیر اخسیکتی گفته :
معیشتی نه که با عزت و قناعت آن
به هر دری نروم چون گدای هادوری.
و همچنین ها درویش نام دشت شده که در ترکستان است و اگر گویند قلب است پس در اصل دوری ها و درویش ها بوده می تواند شد ، لیکن نظائر آن در مستعلات دیده نشد هرچند قلب در فارسی به انواع حدی و شماری ندارد. ( نهج الادب ص 570 ) .
ها ثریا نه خوشه عنب است
دست برکن ز خوشه می بفشار.
خاقانی.
از مهرخ من شدی خبر پرس
ها مهرخ مهربانم این است.
نظامی.
گفتی که کجاست دلستانت
ها دلبر دلستانم این است.
نظامی.
نروی ها. نکنی ها.
ها. ( اِ ) هر یک از هفتادودو فصل یسنا را در فارسی �ها� گوئیم. در اوستا هائیتی به معنی باب و فصل مطابق کلمه ساتی سانسکریت میباشد. درپهلوی هات گفته اند. اصلاًاین کلمه به معنی پیوند و بستگی است ، مشتق از فعل ها که به معنی بهم پیوستن و بستن است ، در سانسکریت سیاتی . در هر جا که کلمه �ها� آمده از آن فصل یسنا اراده کرده اند، چنانکه کلمه �کرده � از برای تعیین فصل �وسپرد� و �فرگرد� از برای تعیین فصل �وندیداد� اختصاص یافته است. کلمه �ها� بخصوص به هر یک از هفده فصل گاتها که جزو یسناست اطلاق میشود. در انجام هر یک از هفده فصل منظوم گاتها به نثر افزوده شده : اهیاس ها میستائیم. خشماویه گئوش اُوروهار میستائیم. . . ( یسنا پورداود ج 1 صص 25 - 26 ) .
منبع. لغت نامه دهخدا

واژه ها در عربی طبق لغت نامه دهخدا
واژه ها. ( ع اِ ) حرفی است از حروف مهموسه و گاهی زائد آید و مبدل شود. ( منتهی الارب ) . نام حرف �هَ�. ج ، هاآت. ( ناظم الاطباء ) .
ها. ( ع ضمیر ) ضمیر مفرد غایب مؤنث و به معنی آن ، او و خویش است. باثرها، بعینها، بنفسها، دنیا و مافیها. فاطمه سلام اﷲ علیها.
...
[مشاهده متن کامل]

ها. ( ع حرف ) حرف تنبیه است و بر چهار لفظ درآید:
1 - اسم اشاره ، مانند: �ذا� و �ذی � و جز آن. مخصوص اشاره به دور نباشد، مانند: �هذا�، �هذه �، �هذاک � و �هذیک �.
2 - بر ضمیر رفعی که بوسیله اسم اشاره از آن خبر داده شده است ، کقوله تعالی : ها أنتم هؤلاء. ( قرآن 66/3 و 109/4 و 38/47 ) . ( ضمیر انتم بین دو �هاء� تنبیه برای تأکید است ) و مانند آن �الا هولاء�.
3 - نعت �ای � در ندا و از آن جدا نمیشود، مانند: ایها الرجل. و �ها� در �هذا� برای تنبیه واجب است برای اینکه مقصود از آن نداست و در �هذا� در لغت بنی اسد جائز است که الف آن حذف شود و ضمه داده شود، �هاء� آن از جهت اتباع و قرائت ابن عامر در �آیةالثقلان � بر این سیاق است.
4 - بر نام خدادر قسم با حذف حرف قسم گفته میشود: ها اﷲ مافعلت. با قطع همزه و وصل آن ، و در هر دو صورت اثبات الف و حذف آن. و آن مبدل از واو قسم است. ( منتهی الارب ) . حرف تنبیه است در اینجا نیز اغلب بعد از �ها� همزه ای بیفزایند و �هاءالتنبیه � گویند. ولی صواب آن است که همزه ای افزوده نشود، زیرا های تنبیه حرف هجای �هَ� نیست بلکه حرف معنائی است مرکب از هاء و الف ( ها ) ، چنانکه �لم � مثلاً حرفی است مرکب از لام ( ل ) و میم ( م ) . بنابراین افزودن همزه موردی ندارد، باید الف �ها� را بالتقاء ساکنین حذف کرد و �ها التنبیه � گفت. ( خیام پورنشریه دانشکده ادبیات تبریز ) .
ها. ( ع صوت ) به معنی اینک می آید چنانکه هرگاه به مردی گویند: این انت ، جواب میگوید: ها انا ذا؛ یعنی اینک منم. و اگر به زنی گویند: این انت ، گوید ها انا ذه ، و اگر به کسی گویند: این فلان ، هرگاه نزدیک باشد، میگوید:ها هو ذا. هرگاه دور باشد میگوید: ها هو ذاک. و در زن هرگاه نزدیک بود، میگوید: ها هی ذه ، و اگر دور بود، میگوید: ها هی تلک. و ضمیر �ها� استعمال میگردد در موضع جر و نصب هر دو. قوله : فألهمها فجورها و تقویها. ( قرآن 8/91 ) . و در قسم و سوگند گویند: لاهااﷲ مافعلت ؛ یعنی سوگند به خدا نکردم من. ( ناظم الاطباء ) .
ها. ( ع اِ فعل ) به معنی خذ ( بگیر ) ، مانند هع اصل آن ها ( بوده ) الف به اجتماع ساکنین حذف شده است. و هائی مانند ( هاعی ) برای زن و ( هاآ ) مانند ( هاعا ) برای تثنیه و هائوا وهأن ( هعن ) و هرگاه ترا گفته شود هاء میگوئی : مااهاء؛یعنی نمی گیرم ( ای مااخذ ) و لا هاء اﷲ ذا؛ یعنی سوگندبه خدای و یا فصیح تر آن لا هااﷲ ذابترک مد است. و یامد لحن است و اصل آن لا و اﷲ هذا است یعنی ما اقسم به ، پس اسم اﷲ بین ها و ذا داخل شود. ( منتهی الارب ) .
ها. ( اِ ) سفیدی روی مرغ. ( برهان ) .
ها. ( اِ ) تپانچه بروی کسی زدن. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) .
منبع. لغت نامه دهخدا

منبع. عکس فرهنگ واژه های اوستا
واژه ها که در عربی هست با واژه ها که فارسی هست از یک ریشه نیستند
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
...
[مشاهده متن کامل]

زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

هاهاهاهاها
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
"ها" از ادات تنبیه عربی.
فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَ وَلَدَیْکَ تَحْتَ الْکِسآءِ فَاَقْبَلَ عَلِیٌّ نَحْوَ الْکِسآءِ ( حدیث شریف کساء )
گفتم: آری این او است که با دو فرزندت در زیر کساء هستند پس علی نیز بطرف کساء رفت.
...
[مشاهده متن کامل]

سوال، /ها/ که بین کلمه نَعَمْ و هُوَ آمده است یعنی چه؟ اگر نیامده بود آیا تفاوتی در معنای جمله داشت؟
"ها" در جمله ی بالا از ادات تنبیه محسوب می شود. تنبیه به معنای آگاهی دادن است و متکلم با استفاده از ادات تنبیه مخاطب را به کلام و مفهوم خاصی توجه داده و آگاه می سازد.
به تعبیر دیگر در اصطلاح نحو "تنبیه" عبارت است از توجه دادن مخاطب به کلام القا شده به او با ادات مخصوص و "ادات تنبیه" حروفی هستند که این معنا را افاده می کنند. این حروف عبارتند از: "ألا" "أما" "ها" و "یا".
در جمله مورد نظر "ها" به معنای "به راستی" یا "واقعاً" است و به نوعی تأکید را بر تأیید جمله "نَعَمْ" اضافه می کند که یعنی "بله، واقعاً این او است".
اگر "ها" در جمله وجود نداشت، جمله همچنان مفهوم خود را به گونه ای بیان می کرد، اما از تأکید و قوت بیانی جمله کاسته می شد. بنابراین، وجود "ها" باعث می شود که تأکید بیشتری بر پاسخ داده شده وجود داشته باشد.

منبع عکس. فرهنگ پاشنگ
هاهاهاها
لباس ها
ها ( haa ) آری، بله
در گویش فارسی جیرفت
ها
ها یک پسوند اشاروی است که جمع بیجانان را نشان میدهد.
ها
میز ها
چوکی ها
چوپ ها
خشت ها
سنگ ها
بوتل ها
در زبان پارسی بیشتر ( ها ) را برای جانداران به کار میبرند که از بیسوادی نادانی میباشد.
...
[مشاهده متن کامل]

خانم ها 😳
خانمان و آقایان
افغان ها👎🏿
افغانان
ایرانی ها 👎🏿
ایرانیان
زن ها 👎🏿
زنان
مرد ها 👎🏿
مردان
ووووو بسیار اشتباهات
همچنان!
آ
آ = بلی
ها معنی بلی را نمیدهد.
آ = بلی
باید که دگرگونی بین ( ها ) و ( آ ) را دانست.
الفبای پارسی به ( آ ) آغاز میشود که نخست خداوند گفت ( آ ) و هستی پیدا شد و یا خلق شد.
آ = بلی
ها = جمع بیجان

آره و ها در فارسی معادل بله عربی هست
ها در عربی به معنای هان هست.
ها یعنی تایید بله . چه گفتی ؟ آیا چیزی گفتی ؟
در زبان ترکی به معنی خنده است. هع در زبان ترکی به معنی بله است. من خودم ترکم

در زبان لری بختیاری به معنی
بله
HA
بله ::کلمه ایی در زبان غربی است
در زبان لری بختیاری به معنی
بله
در زبان ترکمنی . . هوه havah.
در زبان ترکی استانبولی. Evet
ترکی آذری::بیلی. بلی. baele
در زبان لری . . . هاha
در زبان روسی. . . دا da
در زبان آلمانی::یا ja
Ha
در زبان لری به بله می گویند
هوه:: در زبان ترکمنی به بله می گویند
هیه::در زبان ترکی به بله می گویند
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٧)