نوشینه

فرهنگ اسم ها

اسم: نوشینه (دختر) (فارسی) (هنری) (تلفظ: nušine) (فارسی: نوشينه) (انگلیسی: nushine)
معنی: دلپذیر، گوارا، نوایی از موسیقی، ( نوش، اینه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به نوش، منتسب به نوش، نوشین، ن نوشین، و، ( نوش + اینه ( پسوند نسبت ) )، شیرین، خوشایند، خوش گوار
برچسب ها: اسم، اسم با ن، اسم دختر، اسم فارسی، اسم هنری

لغت نامه دهخدا

نوشینه. [ نو ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) نوشین. شیرین. دلچسب. گوارا. مطبوع. در تمام معانی رجوع به نوشین شود :
رطب چین درآمد ز نوشینه خواب
دماغی پرآتش دهانی پرآب.
نظامی.
|| شراب گوارا. نوشین باده. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). نوشین. از صفات شراب است. || ( اِ ) نام نوائی است از موسیقی. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) نوشین . ۲ - شراب گوارا . ۳ - نوایی است از موسیقی قدیم .

فرهنگ معین

(نِ ) (ص نسب . ) ۱ - شراب گوارا. ۲ - نوایی از موسیقی قدیم .

فرهنگ عمید

= نوشین

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی نوشینه از ریشه ی واژه ی نوشین فارسی هست.
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

نوشینهنوشینهنوشینه
نوش به جز ریشه مصدر نوشیدن معنی جاویدان هم می دهد:
اَ ن ئئوشَ==بی مرگی=انوش=نوش مثل انوشیروان/نوشیروان=جاودان روان/دارای روانی جاوید و پاینده
مهرنوش=خورشید ابدی و جاوید
زرنوش=زر و طلای جاویدان
...
[مشاهده متن کامل]

نوشِ جان = جانت پاینده
نوشدارو= داروی جاودانگی و بیمرگی/ داروی نوشیدنی
نوش آفرین=آفریده ی جاودانی
نوشخَند= خنده ی همیشگی و جاویدان
نوشین= جاودانه