دیکشنری
مترجم
بپرس
نورزا
دنبال کنید
لغت نامه دهخدا
نورزا. ( نف مرکب ) نورزای. رجوع به نورزای شود.
مترادف ها
pyrophoric
(صفت)
اتش زا، نورزا
پیشنهاد کاربران
یعنی کسی که نور و رو شنایی می بخشد
+ عکس و لینک