نواده
/navAde/
مترادف نواده: فرزندزاده، نبیره، نتیجه، نواسه، نوه
معنی انگلیسی:
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- فرزند زاده ( عموما ) نوه . ۲- پسرزاده ( خصوصا ) جمع :نوادگان .
دویدن . عدا .
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
دانشنامه عمومی
نواده ( به صربی: Nevade ) یک روستا در صربستان است که در Moravica District واقع شده است. [ ۱] نواده ۸٫۳۴ کیلومتر مربع مساحت و ۶۲۷ نفر جمعیت دارد و ۴۰۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف
wiki: نواده
پیشنهاد کاربران
۱. نواده= نوه زاده=نوه زاده که با سایش و ساده شدن شده نواده، شوربختانه برخی بجای بهره بردن از این واژه فارسی از واژه عربی "نتیجه" برای فرزند نوه استفاده میکنند.
۲. خانواده= خانه زاده= خانه زاده که با پیشروی بر همان الگو به خانواده تبدیل شده به معنی افرادی که به یک خانه وابسته هستند.
... [مشاهده متن کامل]
نکته درخور این واژه این است که مانند house انگلیسی است، هم معنی خانه ( جای زندگی ) می دهد هم معنی خاندان
این نکته هم بد نیست بدانیم که خانه از Xanag در فارسی میانه آمده.
در بلوچی این واژه به همین شکل نگاه داشته شده.
این واژه به واژه خان در زبان های ترکی یا مغولی پیوندی ندارد و مانستگی این دو تصادفیست.
لینک به فرهنگ واژگان ترکیه
۲. خانواده= خانه زاده= خانه زاده که با پیشروی بر همان الگو به خانواده تبدیل شده به معنی افرادی که به یک خانه وابسته هستند.
... [مشاهده متن کامل]
نکته درخور این واژه این است که مانند house انگلیسی است، هم معنی خانه ( جای زندگی ) می دهد هم معنی خاندان
این نکته هم بد نیست بدانیم که خانه از Xanag در فارسی میانه آمده.
در بلوچی این واژه به همین شکل نگاه داشته شده.
این واژه به واژه خان در زبان های ترکی یا مغولی پیوندی ندارد و مانستگی این دو تصادفیست.
لینک به فرهنگ واژگان ترکیه
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
واژه ی نواده از ریشه ی واژه ی نوا فارسی هست




واژه ی نواده از ریشه ی واژه ی نوا فارسی هست




دوست عزیز احتراما، نوا در گویش های غیر کردی هم وجود دارد ، در پهلوی : نُها ( پیش از چیزی، قبل از زمانی، مجاور، نزدیک چه زمانی چه مکانی ) برازجانی: نُهاتر ( قدیم، قبلنا، پیشتر ) بختیاری نُها �جلو، پیش روی�.
... [مشاهده متن کامل]
کلمات همریشه نها:
نزد: ( ه ) قبل ( د ) بدل به ( ز ) می شود،
نَهِنگ ( بختیاری ) یعنی نزدیک، ور دل .
نخست �nahv - est� نخُست : یعنی نزدیک ترین
همریشه با وازه انگلیسی next
توجه کنید که در تمامی گویش های کردی ( م ) مکرر به ( و ) تبدیل میشود ( ( مثل تمام - �تواو/ سلام - �سلاو/ نام - � ناو و. . . ) )
دووا به همین صورت است: دُما ( پشت سر، متوالی ) در لری اندیمشک میگویند: �عقلت ها وا دمات: یعنی تو عقلت بعد خودت میرسه� با توجه به ( پشت سر ، قفا، ما قبل: مثال، علی دمای من میرسه: علی پس از من میرسه ) معنی �به دنبال، درپی، پس از� میدهد: دوای نیمه روو �بعد از ظهر�
دووا در کردی ( عقب، پشت سر ) تلفظ دیگری از لغت �دُما� است در همان معنی، له او دووا : پشت بندش، مه یخه دووا � ننداز عقب�
مثال بارزتر شعر معروف بختیاری:
روز گار وا گل سُهر ایا نُهامون : روزگار با گل سرخ به پیشوازمون میاد ( میاد جلومون )
واژه �نواده� یا �نبتر � شکل قدیمیش �napata� هم ریشه nephew در انگلیسی، و با �نُها� مرتبط نیست.
واژگان مشترک بین کردی و بلوچی و فارسی و گیلکی و مازندرانی و . . در حقیقت میراث مشترک این زبانها هستند، مثلا وقتی در فارسی پُشت را داریم، در کردی پْشْت، و در مازندرانی پِشت، دیگر نمیتوان گفت اصل کلمه �پشت� فارسی یا کردی است. این یک واژه ی ایرانی است.
... [مشاهده متن کامل]
کلمات همریشه نها:
نزد: ( ه ) قبل ( د ) بدل به ( ز ) می شود،
نَهِنگ ( بختیاری ) یعنی نزدیک، ور دل .
نخست �nahv - est� نخُست : یعنی نزدیک ترین
همریشه با وازه انگلیسی next
توجه کنید که در تمامی گویش های کردی ( م ) مکرر به ( و ) تبدیل میشود ( ( مثل تمام - �تواو/ سلام - �سلاو/ نام - � ناو و. . . ) )
دووا به همین صورت است: دُما ( پشت سر، متوالی ) در لری اندیمشک میگویند: �عقلت ها وا دمات: یعنی تو عقلت بعد خودت میرسه� با توجه به ( پشت سر ، قفا، ما قبل: مثال، علی دمای من میرسه: علی پس از من میرسه ) معنی �به دنبال، درپی، پس از� میدهد: دوای نیمه روو �بعد از ظهر�
دووا در کردی ( عقب، پشت سر ) تلفظ دیگری از لغت �دُما� است در همان معنی، له او دووا : پشت بندش، مه یخه دووا � ننداز عقب�
مثال بارزتر شعر معروف بختیاری:
روز گار وا گل سُهر ایا نُهامون : روزگار با گل سرخ به پیشوازمون میاد ( میاد جلومون )
واژه �نواده� یا �نبتر � شکل قدیمیش �napata� هم ریشه nephew در انگلیسی، و با �نُها� مرتبط نیست.
واژگان مشترک بین کردی و بلوچی و فارسی و گیلکی و مازندرانی و . . در حقیقت میراث مشترک این زبانها هستند، مثلا وقتی در فارسی پُشت را داریم، در کردی پْشْت، و در مازندرانی پِشت، دیگر نمیتوان گفت اصل کلمه �پشت� فارسی یا کردی است. این یک واژه ی ایرانی است.
با سلام
این واژه ریشه کردی دارد در کردی به عقب و پشت سر، دئوا میگن و به جلو، نوا میگن که کلمه دودمان از ریشه دئوا یعنی اجداد و نواده یا نوادگان از ریشه نوا به معنی افرادی ک بعداً از آن نسل می آیند یا بازماندگان آن نسل است می آید
این واژه ریشه کردی دارد در کردی به عقب و پشت سر، دئوا میگن و به جلو، نوا میگن که کلمه دودمان از ریشه دئوا یعنی اجداد و نواده یا نوادگان از ریشه نوا به معنی افرادی ک بعداً از آن نسل می آیند یا بازماندگان آن نسل است می آید