نهیق

لغت نامه دهخدا

نهیق. [ ن َ ] ( ع اِ ) بانگ خر. ( غیاث اللغات ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از مهذب الاسماء ).نهق. نهاق. تنهاق. ( متن اللغة ). رجوع به نهاق شود.
- نهیق کشیدن ؛ بانگ کردن خر. عرعر کردن.

فرهنگ فارسی

بانگ خر
( اسم ) آواز خر بانگ الاغ : (( کس را مجال آواز بلند کردن نبودی و ستوران را به ... نهیق نگذاشتندی . ) )

فرهنگ معین

(نَ ) [ ع . ] (اِ. ) بانگ خر.

فرهنگ عمید

بانگ خر.

پیشنهاد کاربران

نهیق. [ ن َ ] ( ع اِ ) بانگ خر. ( غیاث اللغات ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از مهذب الاسماء ) . نهق. نهاق. تنهاق. ( متن اللغة ) . رجوع به نهاق شود.
- نهیق کشیدن ؛ بانگ کردن خر. عرعر کردن
فلا یسمع بعدئذ غیر خوار الجاموس و نبح الکلاب و نهیق الحمیر و نحیب السواقی و الشوادیف والکباسات و اصوات بعض الاعیرة الناریة یطلقها فی جوف اللیل الخفراء الخصوصیون او نظامیون . . . .
...
[مشاهده متن کامل]

یومیات نائب فی الاریاف، توفیق الحکیم ص٣٧