نهوده
لغت نامه دهخدا
نهوده. [ ن ُ دَ / دِ ] ( اِ ) زیور و آرایش زنان از قبیل سرآویز و گوشواره و سلسله و حلقه بینی و گلوبند و بازوبند و دست برنجن و انگشتر و خلخال. ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || هر هفت را نیز گویند که عبارت است از سرمه ، وسمه ، سرخی ، سفیداب ، خال ، زرورق و حنا. ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
پیشنهاد کاربران
این واژه میتواند به چم "بهرمندی ناراست " یا "نادرست" هم باشد
"ن" پاد کردن واژه "هوده" که به چم "بهرهمندی " است
این واژه و واژه "مهوده" هر دو از دید چمار در یک سو هستند
"ن" پاد کردن واژه "هوده" که به چم "بهرهمندی " است
این واژه و واژه "مهوده" هر دو از دید چمار در یک سو هستند