لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف ها
درخواست کردن، خواهش کردن، دعا کردن، مناجات کردن، خواستار شدن، نماز خواندن، بدرگاه خدا استغاثه کردن
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
گویا واژه "سپاس" که در زبان پارسی از نماز سه گانه در طول شبانه روز مانده باشد چون در ایران باستان سه بار نماز می گذارند اما:
نماز که واژهء پارسی از ریشه واژهء "نم" اوستایی به معنی خم شدن و سر فرود آوردن گرفته شده است. که در زبان پهلوی به "نماچ" دگرگون شده است، در واقع نوعی احترام گذاشتن بود
... [مشاهده متن کامل]
ایرانیان باستان در زمان " مهر پرستی "در سه زمان از روز، نماز می گذارند که چنین بوده است:
نخست از هنگام دیده شدن سپیده دمان خورشید تا برآمدن خورشید.
دوم: هنگامی که خورشید در بالاترین جایگاه آسمان است.
سوم: هنگام غروب خورشید تا فرارسیدن شب.
رضا ضحاکی راحت.
دبیر و مدرس تاریخ
نماز که واژهء پارسی از ریشه واژهء "نم" اوستایی به معنی خم شدن و سر فرود آوردن گرفته شده است. که در زبان پهلوی به "نماچ" دگرگون شده است، در واقع نوعی احترام گذاشتن بود
... [مشاهده متن کامل]
ایرانیان باستان در زمان " مهر پرستی "در سه زمان از روز، نماز می گذارند که چنین بوده است:
نخست از هنگام دیده شدن سپیده دمان خورشید تا برآمدن خورشید.
دوم: هنگامی که خورشید در بالاترین جایگاه آسمان است.
سوم: هنگام غروب خورشید تا فرارسیدن شب.
رضا ضحاکی راحت.
دبیر و مدرس تاریخ
باخدا مناجات کردن
میشه نماز خواندن
نماز گزاردن
نماز خواندن، دعا کردن، به درگاه خدا نشستن، با خدا مناجات کردن