لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
پیشنهاد کاربران
♦️نفله
دکتر محمود علی اصغری می نویسد:
واژه نفله بر وزن دجله، به معنای فرد بی دست و پا و بی خاصیت. اما مشتقات این واژه از جمله:� نفله کاری: از بین بردن پول یا مالی اسا
نفله شدن:� مردن، تلف شدن
... [مشاهده متن کامل]
نفله کردن: کشتن، � تباه کردن
در این یادداشت می خواهیم بدانیم این واژه از کجا آمده و در اصل چه بوده؟
فرهنگ نویسان از جمله علامه دهخدا، استاد معین، دکتر انوری جز همان معانی و مشتقات به ملیت واژه نپرداخته و گویا آن را فارسی پنداشته اند.
اما باید بدانیم نفله هرچند در تداول عامه هم جاری است فارسی نیست و اصل سامی دارد. �
در اکدی نَپالو به معنای منهدم کردن و دریدن. � در عبری ناپَل، � در پاپیروس های آرامی نْپْل.
در پهلوی ساسانی از این ریشه فعل فارسی می ساخته اند:
نَپولنستن به معنای افتادن.
نپلونیت یعنی افتد.
رضاضَحاکی راحت
دکتر محمود علی اصغری می نویسد:
واژه نفله بر وزن دجله، به معنای فرد بی دست و پا و بی خاصیت. اما مشتقات این واژه از جمله:� نفله کاری: از بین بردن پول یا مالی اسا
نفله شدن:� مردن، تلف شدن
... [مشاهده متن کامل]
نفله کردن: کشتن، � تباه کردن
در این یادداشت می خواهیم بدانیم این واژه از کجا آمده و در اصل چه بوده؟
فرهنگ نویسان از جمله علامه دهخدا، استاد معین، دکتر انوری جز همان معانی و مشتقات به ملیت واژه نپرداخته و گویا آن را فارسی پنداشته اند.
اما باید بدانیم نفله هرچند در تداول عامه هم جاری است فارسی نیست و اصل سامی دارد. �
در اکدی نَپالو به معنای منهدم کردن و دریدن. � در عبری ناپَل، � در پاپیروس های آرامی نْپْل.
در پهلوی ساسانی از این ریشه فعل فارسی می ساخته اند:
نَپولنستن به معنای افتادن.
نپلونیت یعنی افتد.
رضاضَحاکی راحت