نفله شدن


معنی انگلیسی:
dissipate, to be wested or spolled, to die pitifully

لغت نامه دهخدا

نفله شدن. [ ن ِ ل ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول ، از میان بشدن. مردن. بی فایدتی تلف شدن. مردن نه برای مقصدی. ( یادداشت مؤلف ). || نه به موقع خویش صرف شدن مال. بیهوده خرج شدن. به مصارف بیهوده به کار رفتن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - تلف شدن از بین رفتن ( مخصوصا چیزی که بحیف و میل و از روی افراط و تفریط از بین رود . ) ۲ - مردن .

پیشنهاد کاربران

♦️نفله
دکتر محمود علی اصغری می نویسد:
واژه نفله بر وزن دجله، به معنای فرد بی دست و پا و بی خاصیت. اما مشتقات این واژه از جمله:� نفله کاری: از بین بردن پول یا مالی اسا
نفله شدن:� مردن، تلف شدن
...
[مشاهده متن کامل]

نفله کردن: کشتن، � تباه کردن
در این یادداشت می خواهیم بدانیم این واژه از کجا آمده و در اصل چه بوده؟
فرهنگ نویسان از جمله علامه دهخدا، استاد معین، دکتر انوری جز همان معانی و مشتقات به ملیت واژه نپرداخته و گویا آن را فارسی پنداشته اند.
اما باید بدانیم نفله هرچند در تداول عامه هم جاری است فارسی نیست و اصل سامی دارد. �
در اکدی نَپالو به معنای منهدم کردن و دریدن. � در عبری ناپَل، � در پاپیروس های آرامی نْپْل.
در پهلوی ساسانی از این ریشه فعل فارسی می ساخته اند:
نَپولنستن به معنای افتادن.
نپلونیت یعنی افتد.
رضاضَحاکی راحت

نوعی مرگ بی هدف و اگر منجر به مرگ نشود به از کار افتادن شخص هم نفله گویند