نفسانیات
فرهنگ فارسی
فرهنگ معین
پیشنهاد کاربران
نفس ؛ دارای نَوَسان ، دارای نَبض
نَوَسان ؛
اگر بخواهیم از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات این کلیدواژه رو بررسی کنیم تا ببینیم از چه سرچشمه ای جاری شده و مفهوم این کلمه به چه مسیری جریان پیدا می کند و با چه کلماتی انطباق مفهومی پیدا می کند باید مصدر و بن واژه و ریشه ی این کلمه رو در ساختمان این کلمه بررسی کنیم.
... [مشاهده متن کامل]
ریشه ی ثلاثی کلمه ی نوسان سه حرف ( ن و س ) می باشد.
حرف ( و ) در این کلمه در قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر جهت ایجاد کلمات در ابعاد کاربردی مختلف به دلیل محل و نقطه ی مشترک صدور آوا از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان قابل تبدیل به حرف ( ف ) می باشد.
و حرف ( ف ) قابل تبدیل به دو حرف ( پ ب ) می باشد مثل دو کلمه ی فارس و پارس و بارز.
حرف ( س ) در این کلمه قابل تبدیل به حرف ( ز ) می باشد مثل موسیقی و موزیک و فراوان از این دست کلمات.
بر همین مبنا کلمه ی نوسان به لحاظ یک معنا و مفهوم مشترک با کلماتی مثل نفس نبض نفوذ دارای یک خانواده ی ریشه ای و مفهومی می باشد.
در سه کلمه ی ذکر شده دو حرف ( ن ف ) ریشه ی اصلی این کلمات می باشند یعنی بن واژه ی ریشه ی ثلاثی ( ن و س ) دو حرف ( ن ف ) می باشد.
ترکیب این دو حرف با همدیگر با ذات آوایی منطبق بر عالم واقع که دارند برای ایجاد یک ساختمان از کلمات باعث ایجاد یک مفهوم به نام نفع و نَوا می شود.
حالا که ما از طریق این قوانین به مفهوم نهفته در صندوقچه ی اسرارآمیز این کلمات رسیدیم می توانیم به مرحله تفسیر کلمات ورود کنیم.
یعنی در کلماتی مثل نوسان و نفس و نبض و نفوذ مفهوم نفع و نوا وجود دارد.
اگر بخواهیم کلمه ی نفع و نوا را در آبراه سیال مفاهیم از طریق قانون مُصوِّت ها دنبال کنیم کلمه ی ناف قابل مشاهده می شود.
ناف در وجود انسان به عنوان عضوی نافع و نفع رسان از اعضای وجودی ما در زمانی که انسان در دوران جنینی در رَحِم مادران قرار دارد از طریق این بند ناف به نفع و نوا می رسد و مواد مغذی و عناصر مورد نیاز بدن برای رشد جنین از طریق این بند به جنین رسانده می شود.
کلمات بسیار فراوانی از طریق مصدر نَف در پهنه و عمق دریای واژگان و لغات وجود دارد که مفهوم نفع و نوا در آنها نهفته است مثل کلمه ی نفت که فلسفه ی وجودی این ماده ی بسیار پر ارزش بر مبنای نافع بودن و پُر منفعت بودن این ماده برای زندگی انسانها در جوامع بشری می باشد.
همچنین اصطلاح نِفله شدن یعنی از نفع افتادن دارای معنا و مفهوم می باشد.
و یا کلماتی مثل نفرین و نفرت که از عدم وجود نفع در این کلمات در یک موقعیت کاربردی دیگر دارای معنا و مفهوم شده است.
و یا اصطلاح نافله ی شب برای زمانی می باشد که انسان با مناجات و دعا از نَفَحات آسمانی درخواست نفع و منفعت و منافع از پرودگار عالم کند.
و یا کلمه ی نَوه در اصطلاح نوه نتیجه و نبیره در اولاد انسان بر مبنای نفع و نوای زندگانی و به نفع و نوا رسیدن انسان در زندگی می باشد.
همچنین کلمه ی ناودانی به عنوان کانال و مسیری برای نفع و نوا رساندن دارای معنا و مفهوم می باشد.
نوید ؛ نوا دهنده و نوید بخش با ترجمه ی موازی آن به معنی امید
ناوَند ؛ بالشتک پهن نمودن خمیر نان بر روی آن جهت چسباندن خمیر به دیواره تنور به عنوان ابزاری برای نان و نوا رساندن به مردم
نَبش ؛ کاربرد این کلمه در چهار ضلع ساختمان به قسمتی از زمین گفته می شود که ناب تر باشد به طوری که جهت تردد از آن قسمت نفع می بریم و دیگر اضلاع قابلیت نفع بردن را برای رفت و آمد ندارند لازم به ذکر مجدد می باشد که حرف ب در کلمه ی نَبش تغییر شکل یافته ی حروفی مثل ( ف پ ب و ) می باشد.
ناب و نبات ؛ کلمه ی نبات که در قند و شیرینی به نسبت قند که طبع سردی دارد ولی نبات دارای طبع گرمیانه و به نسبت قند برای مصرف، ناب تر و نافع تر می باشد.
نفر ؛ واحدی برای شمارش انسان ها بر مبنای نفع رسان بودن تعداد هر چه بیشتر انسان ها می باشد. البته حکمت حرف ( ر ) با ذات آوایی پر تکراری که دارد در انتهای ساختمان کلمه ی نفر و نفیر دارای مفهوم تکرار در عمل نفع رسانی در وجود یک شخص یا فرد می باشد. به عنوان مثال حکمت حرف س در انتهای کلمه ی نفس دارای مفهوم سرایت و مسرت دهنده بودن این منفعت الهی در امر حیات و وجود انسان است. یا حکمت حرف خ با ذات آوایی منطبق بر عالم واقع که دارد مثل خشکی خشنی خرامان بودن و . . . در انتهای ساختمان کلمه ی نَفْخ دارای مفهوم خروج گاز و نافخ بودن این امر می باشد.
نبی یا نبیع به معنی پیامبر با مفهوم نفع رسان و دارای منفعت
فراوان که با مصدر نف مفهوم منفعت را به ما می رساند.
و فراوان از این دست کلمات که مفهوم نفع در همه ی آن ها مستتر می باشد.
نَوَسان ؛
اگر بخواهیم از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات این کلیدواژه رو بررسی کنیم تا ببینیم از چه سرچشمه ای جاری شده و مفهوم این کلمه به چه مسیری جریان پیدا می کند و با چه کلماتی انطباق مفهومی پیدا می کند باید مصدر و بن واژه و ریشه ی این کلمه رو در ساختمان این کلمه بررسی کنیم.
... [مشاهده متن کامل]
ریشه ی ثلاثی کلمه ی نوسان سه حرف ( ن و س ) می باشد.
حرف ( و ) در این کلمه در قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر جهت ایجاد کلمات در ابعاد کاربردی مختلف به دلیل محل و نقطه ی مشترک صدور آوا از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان قابل تبدیل به حرف ( ف ) می باشد.
و حرف ( ف ) قابل تبدیل به دو حرف ( پ ب ) می باشد مثل دو کلمه ی فارس و پارس و بارز.
حرف ( س ) در این کلمه قابل تبدیل به حرف ( ز ) می باشد مثل موسیقی و موزیک و فراوان از این دست کلمات.
بر همین مبنا کلمه ی نوسان به لحاظ یک معنا و مفهوم مشترک با کلماتی مثل نفس نبض نفوذ دارای یک خانواده ی ریشه ای و مفهومی می باشد.
در سه کلمه ی ذکر شده دو حرف ( ن ف ) ریشه ی اصلی این کلمات می باشند یعنی بن واژه ی ریشه ی ثلاثی ( ن و س ) دو حرف ( ن ف ) می باشد.
ترکیب این دو حرف با همدیگر با ذات آوایی منطبق بر عالم واقع که دارند برای ایجاد یک ساختمان از کلمات باعث ایجاد یک مفهوم به نام نفع و نَوا می شود.
حالا که ما از طریق این قوانین به مفهوم نهفته در صندوقچه ی اسرارآمیز این کلمات رسیدیم می توانیم به مرحله تفسیر کلمات ورود کنیم.
یعنی در کلماتی مثل نوسان و نفس و نبض و نفوذ مفهوم نفع و نوا وجود دارد.
اگر بخواهیم کلمه ی نفع و نوا را در آبراه سیال مفاهیم از طریق قانون مُصوِّت ها دنبال کنیم کلمه ی ناف قابل مشاهده می شود.
ناف در وجود انسان به عنوان عضوی نافع و نفع رسان از اعضای وجودی ما در زمانی که انسان در دوران جنینی در رَحِم مادران قرار دارد از طریق این بند ناف به نفع و نوا می رسد و مواد مغذی و عناصر مورد نیاز بدن برای رشد جنین از طریق این بند به جنین رسانده می شود.
کلمات بسیار فراوانی از طریق مصدر نَف در پهنه و عمق دریای واژگان و لغات وجود دارد که مفهوم نفع و نوا در آنها نهفته است مثل کلمه ی نفت که فلسفه ی وجودی این ماده ی بسیار پر ارزش بر مبنای نافع بودن و پُر منفعت بودن این ماده برای زندگی انسانها در جوامع بشری می باشد.
همچنین اصطلاح نِفله شدن یعنی از نفع افتادن دارای معنا و مفهوم می باشد.
و یا کلماتی مثل نفرین و نفرت که از عدم وجود نفع در این کلمات در یک موقعیت کاربردی دیگر دارای معنا و مفهوم شده است.
و یا اصطلاح نافله ی شب برای زمانی می باشد که انسان با مناجات و دعا از نَفَحات آسمانی درخواست نفع و منفعت و منافع از پرودگار عالم کند.
و یا کلمه ی نَوه در اصطلاح نوه نتیجه و نبیره در اولاد انسان بر مبنای نفع و نوای زندگانی و به نفع و نوا رسیدن انسان در زندگی می باشد.
همچنین کلمه ی ناودانی به عنوان کانال و مسیری برای نفع و نوا رساندن دارای معنا و مفهوم می باشد.
نوید ؛ نوا دهنده و نوید بخش با ترجمه ی موازی آن به معنی امید
ناوَند ؛ بالشتک پهن نمودن خمیر نان بر روی آن جهت چسباندن خمیر به دیواره تنور به عنوان ابزاری برای نان و نوا رساندن به مردم
نَبش ؛ کاربرد این کلمه در چهار ضلع ساختمان به قسمتی از زمین گفته می شود که ناب تر باشد به طوری که جهت تردد از آن قسمت نفع می بریم و دیگر اضلاع قابلیت نفع بردن را برای رفت و آمد ندارند لازم به ذکر مجدد می باشد که حرف ب در کلمه ی نَبش تغییر شکل یافته ی حروفی مثل ( ف پ ب و ) می باشد.
ناب و نبات ؛ کلمه ی نبات که در قند و شیرینی به نسبت قند که طبع سردی دارد ولی نبات دارای طبع گرمیانه و به نسبت قند برای مصرف، ناب تر و نافع تر می باشد.
نفر ؛ واحدی برای شمارش انسان ها بر مبنای نفع رسان بودن تعداد هر چه بیشتر انسان ها می باشد. البته حکمت حرف ( ر ) با ذات آوایی پر تکراری که دارد در انتهای ساختمان کلمه ی نفر و نفیر دارای مفهوم تکرار در عمل نفع رسانی در وجود یک شخص یا فرد می باشد. به عنوان مثال حکمت حرف س در انتهای کلمه ی نفس دارای مفهوم سرایت و مسرت دهنده بودن این منفعت الهی در امر حیات و وجود انسان است. یا حکمت حرف خ با ذات آوایی منطبق بر عالم واقع که دارد مثل خشکی خشنی خرامان بودن و . . . در انتهای ساختمان کلمه ی نَفْخ دارای مفهوم خروج گاز و نافخ بودن این امر می باشد.
نبی یا نبیع به معنی پیامبر با مفهوم نفع رسان و دارای منفعت
فراوان که با مصدر نف مفهوم منفعت را به ما می رساند.
و فراوان از این دست کلمات که مفهوم نفع در همه ی آن ها مستتر می باشد.
به پارسی شاید این واژه درخور باشد : کامجویی اهریمنی