نفس کشیدن


مترادف نفس کشیدن: استنشاق، تنفس، دم برآوردن

برابر پارسی: دمیدن

معنی انگلیسی:
breathe, respire, drink, to breathe, to mortify ones passions

لغت نامه دهخدا

نفس کشیدن. [ ن َ ف َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) تنفس کردن. ( ناظم الاطباء ). دم زدن. ( یادداشت مؤلف ) :
اگر چه خانه آئینه ست روی زمین
نفس کشیدن ما هیچکس نمی بیند.
صائب ( آنندراج ).
- امثال :
نمرده نفس کشیدن از یادش رفته است .
|| اعتراض کردن. لب به شکوه و شکایت و انتقاد گشودن. جیک زدن. لب از لب برداشتن. لب گشودن : کسی جرأت نفس کشیدن ندارد؛ کسی را یارای اعتراض و شکایت نیست.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) دم زدن تنفس کردن : حباب وار مبادا نفس کشی بیجا چه خانه ها که بیک دم زدن خراب نشد . ( نعمت خان عالی ) یا نفس کشیدن از یاد کسی رفتن .مردن مرده بودن : خود او در تخت خواب افتاده نفس کشیدن از یادش رفته بود .

جدول کلمات

دم, تنفس

مترادف ها

breathe (فعل)
استنشاق کردن، نفس کشیدن، دم زدن

respire (فعل)
دمیدن، نفس کشیدن، دم زدن، بهوش امدن، تنفس کردن، امید تازه پیدا کردن، بو کردن

فارسی به عربی

تنفس

پیشنهاد کاربران

نفس کشیدن در صبحگاه، یعنی برکت برای روز جدید، کنار گذاشتن کهنه و شروع روز جدید با برکت خداوند متعال می باشد، برای فراموش کردن، از آنچه دیروز بوده و امروز از نو خواهد آمد. این به طور رسمی به معنای دریافت
...
[مشاهده متن کامل]
احساس خوشامدگویی بر وجود خود شما است و اجازه دادن به شب بدرقه کردن است. این نعمتی است، که ذهنش بر روی چیزهای جدید باز خواهد گشت و نگرانی ها را نیز از بین خواهد برد، زیرا ما قادر به دیدن روزها تا به آخر آنها نیستیم. چشم باز کردن، در یک روز و با نام خداوند متعال شروع کردن، آن روز جدید و کشیدن هوای تازه درون ریه های خود می باشد، درودهای مهربانانه خداوند عز و جل را بر ریه ما می گشاید. این آغازی است، از اینجا و اکنون، که با نفس کشیدن، ما را از آمیختن افکار و نگرانی های گذشته و آینده باز می دارد. ریه ها بزرگترین عضوی هستند، که برکت را به معنای اختیار کامل دارند. چشم ها را شفاف تر می کنند و قلب را پشتیبانی می نمایند و وقتی دندان هایتان را مسواک می زنید، اکسیژن را به شکل پاکی به کمربند و اندام هایتان پمپاژ می نمایند، تا خود را جزئی از کل ببینیم و نعمت را برای آنچه اکنون و اینجا می باشد، بپذیریم. عیسی مسیح ( ع ) در کتاب مقدس می فرمایند: که هر روز یک روز جدید است و با تنفس کشیدن، آغاز می گردد و باید همه ی نگرانی ها را سپس به ایشان و یا خداوند متعال بسپاریم، بنابراین هیچ چیز اشتباه نخواهد گشت. آیا این تصور را دارید، که وقتی فردا از خواب بیدار می شود، می تواند، از قبل بداند، که در عصر چه اتفاقی خواهد افتاد، نه، هیچ کس قادر به دیدن کل روز نیست و یا آنچه خواهد آمد و به همین دلیل است، که باید نگرانی های خود را فراموش کرده و اگر این را قبول داشته باشیم و در اینجا و اکنون زندگی کنیم، برای امروز و شاید اگر از فکر کردن هم دست برداریم، مشکلاتمان بهتر حل گردد و به برکت ایشان، امروز برای اولین بار خودمان را به عنوان آزمایش در دستان خداوند متعال قرار دهیم و با چشمان ایشان روز را تماشا کرده و دل خود را به روی نو باز گردانیم و در معنای عشق، مجنون خالق را سپاس بداریم و هرگز از موجزه در آن روز نو تعجب نکنیم، زیرا خالق ما قادر به همه کار می باشند. . .

هناسیدن= نفس کشیدن
هناسش= تنفس
چراکه ما در پارسی و در بسیاری از زبانهای ایرانی مانند کردی و لری، واژه ی [هناس] را به چم نفس داریم.
داشته هایمان را دریابیم.
فراموش کردم یادآور شوم که آمیخته واژه ی �دَم زدن� را می توان با چشم پوشی درخور بجای �نفس کشیدن� بکار برد؛ نمونه:
. . . اینک که اندکی آسوده تر دَم می زنم، به بزرگی تو بیش از پیش پی می برم.
برگرفته از یادداشتی در پیوند زیر:
https://www. behzadbozorgmehr. com/2023/02/blog - post_18. html
دَم و بازدَم
آمیخته واژه ی �دم برآوردن� که در بالا از آن چون برابر پارسی این کارواژه یاد شده، نادرست است؛ دم برآوردن در پارسی به آرش چیزی بر زبان راندن ( و نه حتا سخن گفتن به آرش باریک آن! ) است؛ نمونه:
...
[مشاهده متن کامل]

دم بر نیاور که بیم جان می رود.
همچنین، کارواژه ی دمیدن که در بالا از آن یاد شده نیز در این باره نارساست؛ زیر ا �نفس کشیدن� به آرشِ دَم و بازدَم پیوسته به یکدیگر و ناگسستنی از همدیگر است و نه هیچکدام به تنهایی. دمیدن به آرش دَمی پُرنیرو در چیزی از آن میان، برافروختن آتش از اخگری ناچیز یا همانا ریزه آتش است.

میشه نفس کشیدن البته
Inhale هم مترادف ش هست به معنا تنفس کردن
هِن زدن = با شکم نفس کشیدن
( گویش تهرانی )
نفس کشیدن
مثال human breathe with nose and mouth
دم، استنشاق، تنفس، دم برآوردن