نعبد

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی نَعْبُدَ: که بپرستیم
معنی نَعْبُدُ: می پرستیم
معنی لَّا نَعْبُدَ: که نپرستیم(در عبارت "أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا ﭐللَّهَ "آخرش به دلیل "أن" ناصبه منصوب شده که البته نون "أن"هم با ادغام یرملون حذف شده است)
معنی نَظَلُّ: دائماً هستیم(از افعال ناقصه است که معنی اش با عبارت بعدش کامل می گردد لذا معنی عبارت "نَعْبُدُ أَصْنَاماً فَنَظَلُّ لَهَا عَاکِفِینَ "یعنی : گفتند ما بتهایی را میپرستیم و دائما نزد آنها هستیم ، برای خاطر خود آنها)
ریشه کلمه:
عبد (۲۷۵ بار)

پیشنهاد کاربران

( ع ب د )
طاعت، بندگی،
سایر لغات هم ریشه: نعبد، عبدنا، عابد، معبود، یعبدون، عابدون، اعبدوا، عبداً لله و عبداً للطاغوت، عبّدت بنی اسرائیل،
درجه بالای بندگی "عبد":
سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِیٓ أَسۡرَىٰ بِعَبۡدِهِۦ لَیۡلٗا مِّنَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ إِلَى ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا
...
[مشاهده متن کامل]

ذِکۡرُ رَحۡمَتِ رَبِّکَ عَبۡدَهُۥ زَکَرِیَّآ
أَلَیۡسَ ٱللَّهُ بِکَافٍ عَبۡدَهُۥۖ وَیُخَوِّفُونَکَ بِٱلَّذِینَ مِن دُونِهِۦۚ
جن و انس به جز خدا یا همراه خدا چیزی می پرستند که نباید:
وَیَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا یَمۡلِکُ لَهُمۡ رِزۡقٗا مِّنَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ شَیۡـٔٗا وَلَا یَسۡتَطِیعُونَ
به غیر از خدا چیزی می پرستند که هیچ رزقی برای آنان از آسمانها و زمین در دست ندارد و از آنهاوبرنمی آید.
انواع شرک در کمین مسلمانان وراثتی : پول پرستی، موبایل پرستی، ظاهر پرستی، ماشین پرستی، تکبر و فخرفروشی، خودشیفتگی، نژادپرستی، عشق صندلی ریاست، مقام، عنوان، ستایش دیگران،
درجات خطرناک تر به نفاق کشیده می شود و درجه پایین تر جهنم، چون ظاهر را مسلمان و مومن حقیقی می سازیم، پیشانی خود را جای مهر می سوزانیم، صف اول نمازهای پخش زنده قرار می گیریم، کمک به دیگران را در شبکه های اجتماعی قرار می دهیم ( به نیت فخر، نه تبلیغ نیکوکاری ) اما باطن که تنها چیزی است که برای حساب بالا می رود، پوچ از مثبت ها و مملو از منفی ها، گاهی منفی هایی که تا قیامت واریز خواهند شد یعنی آثار متأخر کارهای شرورانه، مخرب طبیعت و جنگ راه انداختن برای قدرت طلبی و امثالهم
خدایا همه ما را به راه راست هدایت کن، شرارت را ریشه کن بفرما و مسوولین آبادیس و فرهنگ دوستان کشور را زیر باران رحمت خود قرار ده

ریشه اش عبد هست. ب معنای عبادت کردن ، اطاعت کردن ، بندگی کردن ، خدمت کردن ، پرستش