نراب
لغت نامه دهخدا
نرآب. [ ن َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بهرآسمان بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
نرآب. [ ن َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش راین شهرستان بم. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
- ماء مهین ؛ آب ضعیف. کنایه از نطفه است. ( از مهذب الاسماء ) :
تبارک اﷲ از آن نقشبند ماء مهین
که نقش روی تو بسته ست و چشم و زلف و جبین.
سعدی.
تبارک اﷲ از آن نقشبند ماء مهین
که نقش روی تو بسته ست و چشم و زلف و جبین.
سعدی.