شباهت فراوان انسان با دیگر نخستی های عالی از دیرباز نزد پیشینیان دانسته بوده است. امروزه نخستی های عالی به دو گروه عمدهٔ میمون ها ( شامل میمون های برّ قدیم و آنِ برّ جدید ) و کپی ها تقسیم می شوند. پیشینیان بر خلاف امروزیان آن طور که باید و شاید میان کپی ها و میمون ها تفاوت قائل نشدندی. در نوشته های قدیم فارسی دری واژه های کپی و بوزینه و نیز حمدونه، با بسامد کمتر، برای اشاره به نخستیان عالی استعمال شده است. همچنین گاه توصیفاتی از موجوداتی نیمه موهوم و نیمه اساطیری به نام نسناس شده است. در بعضی کتاب ها توصیف نسناس کاملاً خرافی است و در پاره ای دیگر موارد به نظر می رسد که اشاره به «کپی» در معنای امروزی آن می دارد. علاوه بر نسناس اشاره به گونه های دیگر مردمان هم شده است که جنبهٔ خرافی اش بر واقعی اش می چربد، چو سگ ساران ( با تن آدمی و سر سگ ) یا مردمان پرنده یا مردمان آب زی. این مقاله بیشتر به موجوداتی می پردازد که دست کم تا حدی با سرده های شناختهٔ امروزی تطبیق می کنند.
بنا به مندرجات کتاب بندهش هرمزد مردمان را در ده نوع آفریده است. نوع دهم کپی است که فروترین مردمان خوانده شده است. در جای دیگر روایتی نقل می کند که طبق آن خرس و کپی دم دار و دیگر گونه های تباه مردمان حاصل آمیزش دیوان و انسان اند.
محمد بن محمود طوسی همدانی در عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات ( سدهٔ ۶ قمری ) شرح مفصلی از کپی یا بوزینه می دهد. از این شرح تا حدی دانسته های ایرانیان از کپی ها مشخص می شود. نویسنده در توصیفات خود به نکته هایی چند اشاره می کند یکی اینکه بوزینه ها در انواع و اندازه های گوناگون اند برخی چندِ گاوی اند و برخی چند گربه ای. در حبشه بیشتر یافت می شوند و حبشیان با آنها بازی می کنند بر سگشان نشانند و تیر و کمان به دستشان می دهند. در شرحی که در عجایب المخلوقات آمده است به این نکته هم اشاره شده است که کپی «شناو نداند کردن». محمد همدانی پس از برشمردن شباهت های بوزینه با انسان از جمله شباهت در «کف و انگشتان و تناول و لقمه پیچیدن و مغز برون کردن از استخوان» به نکته ای غریب اشاره می کند: در مصر جولاهان کپی را به کار فرمایند و کپی «به ساعتی مبلغی ببافد و اگر تقصیر کند برهٔ سیاه پیش وی بکشند تا از آن بترسد و کار بهتر کند». [ ۱] نکتهٔ شبیه این را زکریای قزوینی یک سده بعد ( سده ۷ ق ) در کتابی که آن هم از قضا عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات نام دارد می گوید: کپی که حیوانی «قبیح اللقا» ولی با افعال ملیح و حرکات ظریف است صنایع آموزد و نساج را در بافتن پارچه یاری کند. به این صورت که کپی در طرفی و جولاه در طرف دیگر نشیند و محوکرا به همدیگر اندازند. در ادامه کارهای بسی غریب تر هم به کپی نسبت دهد: مثلاً اینکه ملک نوبه بوزینگانی چند به متوکل فرستاد که یکی خیاطی می دانست و یکی نجاری می دانست و یکی شطرنج باز ماهری بود. حکایتی هم ذکر می کند که در آن کپیان، کپی ماده ای را به این دلیل که در هنگامی که شوهرش خواب بوده است به شوهرش خیانت کرده است ( یعنی با کپی نر دیگری درآمیخته است ) زنده در حفره ای که کنده اند می اندازند. [ ۲] فارغ از اغراق های احتمالی ای که در مهارت و آموزش پذیری نخستیان عالی شده است در این نکته شک نمی توان کرد که در قدیم دست کم میمون ها را برای سرگرم کردن مردمان آموزش دادندی. مثلاً در کتاب بستان العقول فی ترجمان المنقول که ترجمهٔ «رسالهٔ حیوان» از رسائل اخوان الصفاست به «رقص و لهو و طبل و دف زدن» بوزینه اشاره شده است. [ ۳]
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفبنا به مندرجات کتاب بندهش هرمزد مردمان را در ده نوع آفریده است. نوع دهم کپی است که فروترین مردمان خوانده شده است. در جای دیگر روایتی نقل می کند که طبق آن خرس و کپی دم دار و دیگر گونه های تباه مردمان حاصل آمیزش دیوان و انسان اند.
محمد بن محمود طوسی همدانی در عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات ( سدهٔ ۶ قمری ) شرح مفصلی از کپی یا بوزینه می دهد. از این شرح تا حدی دانسته های ایرانیان از کپی ها مشخص می شود. نویسنده در توصیفات خود به نکته هایی چند اشاره می کند یکی اینکه بوزینه ها در انواع و اندازه های گوناگون اند برخی چندِ گاوی اند و برخی چند گربه ای. در حبشه بیشتر یافت می شوند و حبشیان با آنها بازی می کنند بر سگشان نشانند و تیر و کمان به دستشان می دهند. در شرحی که در عجایب المخلوقات آمده است به این نکته هم اشاره شده است که کپی «شناو نداند کردن». محمد همدانی پس از برشمردن شباهت های بوزینه با انسان از جمله شباهت در «کف و انگشتان و تناول و لقمه پیچیدن و مغز برون کردن از استخوان» به نکته ای غریب اشاره می کند: در مصر جولاهان کپی را به کار فرمایند و کپی «به ساعتی مبلغی ببافد و اگر تقصیر کند برهٔ سیاه پیش وی بکشند تا از آن بترسد و کار بهتر کند». [ ۱] نکتهٔ شبیه این را زکریای قزوینی یک سده بعد ( سده ۷ ق ) در کتابی که آن هم از قضا عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات نام دارد می گوید: کپی که حیوانی «قبیح اللقا» ولی با افعال ملیح و حرکات ظریف است صنایع آموزد و نساج را در بافتن پارچه یاری کند. به این صورت که کپی در طرفی و جولاه در طرف دیگر نشیند و محوکرا به همدیگر اندازند. در ادامه کارهای بسی غریب تر هم به کپی نسبت دهد: مثلاً اینکه ملک نوبه بوزینگانی چند به متوکل فرستاد که یکی خیاطی می دانست و یکی نجاری می دانست و یکی شطرنج باز ماهری بود. حکایتی هم ذکر می کند که در آن کپیان، کپی ماده ای را به این دلیل که در هنگامی که شوهرش خواب بوده است به شوهرش خیانت کرده است ( یعنی با کپی نر دیگری درآمیخته است ) زنده در حفره ای که کنده اند می اندازند. [ ۲] فارغ از اغراق های احتمالی ای که در مهارت و آموزش پذیری نخستیان عالی شده است در این نکته شک نمی توان کرد که در قدیم دست کم میمون ها را برای سرگرم کردن مردمان آموزش دادندی. مثلاً در کتاب بستان العقول فی ترجمان المنقول که ترجمهٔ «رسالهٔ حیوان» از رسائل اخوان الصفاست به «رقص و لهو و طبل و دف زدن» بوزینه اشاره شده است. [ ۳]