( نبرد آوردن ) نبرد آوردن. [ ن َ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) جنگیدن. جنگ کردن. نبرد کردن. رجوع به نبرد و نبرد کردن شود. || حریف گشتن. داخل شدن ( در مسابقه و پیکار ) : نهادیم بر جای شطرنج نرد کنون تا به بازی که آرد نبرد.
فردوسی.
رجوع به نبرد کردن شود.
فرهنگ فارسی
( نبرد آوردن ) ( مصدر ) ۱ - جنگیدن نبردکردن ۲ - داخل ( مسابقه بازی جنگ ) شدن حریف گشتن : نهادیم برجای شطرنج نرد کنون تاببازی که آردنبرد. ( شا.لغ. )
پیشنهاد کاربران
نبرد آوردن: کنایت از گردن گیر شدن: کین خواستن. ( انذاری است آزار دهندگان مردم را، تا دست از اذیت خلق بکشند و به مال و جان آنان تعرض نکنند. ) ای خورنده خون خلق از راه بَرد تا نه آرد خون ایشانت نبرد شرح مثنوی ( شهیدی ) ، ج 4، ص: 32