نبد


معنی انگلیسی:
contraction of

لغت نامه دهخدا

نبد. [ ن َ ] ( ع مص ) ساکن و راکد شدن. ( از معجم متن اللغة ): نَبَدَنَبَداً او نَبْداً؛ سکن و رکد. ( معجم متن اللغة ).

نبد. [ ن َ ب َ ] ( ع مص ) نَبْد. رجوع به نَبْد شود.

فرهنگ فارسی

ساکن و راکد شدن سکن ور کد .

پیشنهاد کاربران

ساکن. . . .
ایستاده. . .
بی جنب وجوش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آنچه مِلَت داد در صِلَت زِ فَضل،
حق بگیرد باز ازو، از بهرِ عدل.
هرچه داد از کرم و مهر، به عدلش گیرد،
تا دلت بر نَفَسِ فانیِ دنیا نَبَد است.