نام اندوز

لغت نامه دهخدا

نام اندوز. [ اَ ] ( نف مرکب ) نام طلب. نامجو. طالب نام نیک. که در پی کسب نام نیک است. که طالب اندوختن نام نکوست. خوشنامی طلب. جویای حسن شهرت. که اندوزنده نام نیک و افتخار و شهرت است :
ملک را شب وزیر نام اندوز
حارث و پاسبان بُوَد تا روز.
اوحدی.

فرهنگ فارسی

نام طلب . نامجو . طالب نام نیک

پیشنهاد کاربران

در گذشته برای ذخیره کردن ، � اندوختن ، انباشتن و نگه داری برای روی هم گذاشتن اندوخته مال یا پول یا مسائل معنوی و انتزاعی دیگری از کلمه " اندوز " استفاده می کردند. اندوز از ریشه اندوختن است.
زراندوز و دانش اندوز
...
[مشاهده متن کامل]

اما این واژه امروزه� به " انداز " در همان معنا برای " اندوز "بکار می رود البته پس انداز از پس انداختن به معنای به دنیا آوردن و زاییدن نیز بکار می رود.
لازم به یادآوریست که اکنون از واژهء " نام اندوز " استفاده نمی کنند به شک شاید در فارسی تاجکستان یا جاهای دیگر کاربرد داشته باشد
رضاضحاکی راحت
دبیرتاریخ و ادبیات.
اسدآباد