ناشکیب بودن از کسی یا چیزی

پیشنهاد کاربران

ناشکیب بودن از کسی یا چیزی ؛ تاب دوری او را نداشتن. از او ناگزیر بودن. جدائی او را تحمل نکردن. از هجرش بی قرار وآرام بودن :
همی داند که از تو ناشکیبم
ولیک از بیم دشمن در نهیبم.
فخرالدین گرگانی.
...
[مشاهده متن کامل]

جوانمرد بود از پدر ناشکیب
چو بیمار نالنده از بوی سیب.
نظامی.
حرص تو از فتنه بود ناشکیب
بگذر ازین ابله زیرک فریب.
نظامی.
ز شیرینی بزرگان ناشکیبند
به شکر طفل و طوطی را فریبند.
نظامی.