ناسیدن

لغت نامه دهخدا

ناسیدن. [ دَ ] ( مص ) بدوضع زائیده شدن. || بچه سقط کردن. || لنگیدن. || لاغر شدن. ( ناظم الاطباء ).

پیشنهاد کاربران

ناسیدن : در برخی متون همان " نَسیدن" به معنی مردن ، زایل شدن ، به فنا رفتن.
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
این واژه ناس که بنده انتشار دادم فارسی هست ربطی به واژه ناس عربی نداره و از یک ریشه هم نیستند
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
...
[مشاهده متن کامل]

زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

ناسیدنناسیدنناسیدنناسیدنناسیدن
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
ناسیدن = تحریف کردن ، القا کردن ( به نادرستی ) . ( #قرآن موزه ی پارس رواقی )
گویا به معنی مورد تبعیض واقع شدن نیز هست.
دفرمه شدن بدن ، از ریخت و قیافه افتادن، زایل شدن
نالیدن