لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف ها
غلیان، قلیان، قلیان هندی، نارگیله
پیشنهاد کاربران
ادعاهای مطرح شده دربارهٔ �نارگیله / گیلاس / گیله� را قدم به قدم، مستند و با اتکا به منابع معتبر زبان شناسی تاریخی بررسی و نقد می کنم. تمرکز اصلی بر این است که کدام بخش ها مستند هستند و کدام بخش ها جعلی یا نادرست اند.
... [مشاهده متن کامل]
- - -
۱️⃣ بررسی ادعای �نارگیله� به عنوان واژه ای ترکی
ادعا:
> �نارگیله کلمه ای ترکی است: نار ( انار ) گیله ( گرد کوچک ) → آلبالو�
نقد علمی:
❌ مشکل اول: �نار� واژه ای ترکی نیست
واژهٔ نار به معنی انار، یک وام واژهٔ بسیار کهن ایرانی / هندواروپایی است، نه ترکی.
شواهد:
اوستایی: nāra - ( در متون متأخر به معنی انار )
فارسی میانه: nārak
فارسی نو: نار
سانسکریت: nāraṅga - ( منشأ واژهٔ نارنج نیز همین است )
📚 منابع معتبر:
Bartholomae, Altiranisches W�rterbuch, s. v. nāra -
Mayrhofer, Etymologisches W�rterbuch des Altindoarischen
Monier - Williams, Sanskrit - English Dictionary
👉 بنابراین ترکی دانستن �نار� خطای ریشه شناختی جدی است.
- - -
❌ مشکل دوم: �گیله� در ترکی ریشهٔ مستقل ندارد
در زبان های ترکی، gi̇le / gila به صورت مستقل به معنای �گرد کوچک� به عنوان یک ریشهٔ کهن ثبت نشده است.
آنچه در ترکی امروزی دیده می شود:
- gil / - g�l / - gilə → پسوند یا اسم جمع/گونه
این ها اغلب وام گرفته از زبان های ایرانی قفقاز و شمال ایران هستند.
📚 منابع:
Clauson, An Etymological Dictionary of Pre - Thirteenth - Century Turkish
Doerfer, T�rkische und mongolische Elemente im Neupersischen
📌 هیچ کدام �گیله� را به عنوان ریشهٔ اصیل ترکی با معنای �دانهٔ گرد� ثبت نکرده اند.
- - -
۲️⃣ �گیله� و �گیلاس� در منابع ایرانی
✔️ �گیله / گِلَک / گیل�
این واژه ها در گویش های شمال ایران ( گیلکی، تالشی، مازندرانی ) به طور گسترده به معنی:
دانه
میوهٔ کوچک
توت مانند
به کار می روند.
📚 منابع معتبر:
MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary
Rastorgueva & Edelman, Etymology of the Iranian Languages
Borjian, Mazandarani and Gilaki Lexicon
- - -
✔️ �گیلاس� در فارسی
واژهٔ گیلاس از نظر زبان شناسی تاریخی:
ریشهٔ ایرانی - قفقازی دارد
از طریق فارسی به عربی ( kirās ) و ترکی ( kiraz ) رفته، نه برعکس
📚 منابع:
Dehkhoda Dictionary, مدخل �گیلاس�
Etymological Dictionary of Persian ( Hasandoust )
Doerfer, Iranian Loanwords in Turkic
👉 مسیر وام گیری:
> ایرانی → قفقازی / آناتولی → ترکی
نه ترکی → فارسی.
- - -
۳️⃣ �قره گیله� و �اوزوم گیله سی�
نکتهٔ مهم:
ترکیب هایی مانند:
قره گیله ( میوهٔ تیره رنگ )
اوزوم گیله سی ( حبهٔ انگور )
تحلیل علمی:
این ها ترکیبات وصفی متأخر در ترکی های آذری و آناتولی هستند که:
بر پایهٔ واژهٔ وام گرفته شدهٔ �گیله� ساخته شده اند
نه اینکه ریشهٔ �گیله� ترکی باشد
📚 منابع:
Johanson & Csat�, The Turkic Languages
Doerfer, T�rkische Lehnw�rter im Neupersischen
- - -
۴️⃣ جمع بندی نهایی ( نتیجهٔ علمی )
ادعا وضعیت علمی
�نار� ترکی است ❌ نادرست
�گیله� ریشهٔ اصیل ترکی دارد ❌ نادرست
�نارگیله� واژهٔ کهن ترکی ❌ بدون سند
�گیلاس� ترکی است ❌ وام واژه از ایرانی
کاربرد �گیله� در ترکی ✔️ درست، اما وام گرفته
ریشهٔ �گیله� در شمال ایران ✔️ مستند و معتبر
- - -
📌 نتیجهٔ قطعی
ادعای مطرح شده ترکیبی از قیاس عامیانه، شباهت ظاهری و فقدان منبع علمی است و در زبان شناسی تاریخی جعلی و غیرقابل قبول محسوب می شود.
... [مشاهده متن کامل]
- - -
۱️⃣ بررسی ادعای �نارگیله� به عنوان واژه ای ترکی
ادعا:
> �نارگیله کلمه ای ترکی است: نار ( انار ) گیله ( گرد کوچک ) → آلبالو�
نقد علمی:
❌ مشکل اول: �نار� واژه ای ترکی نیست
واژهٔ نار به معنی انار، یک وام واژهٔ بسیار کهن ایرانی / هندواروپایی است، نه ترکی.
شواهد:
اوستایی: nāra - ( در متون متأخر به معنی انار )
فارسی میانه: nārak
فارسی نو: نار
سانسکریت: nāraṅga - ( منشأ واژهٔ نارنج نیز همین است )
📚 منابع معتبر:
Bartholomae, Altiranisches W�rterbuch, s. v. nāra -
👉 بنابراین ترکی دانستن �نار� خطای ریشه شناختی جدی است.
- - -
❌ مشکل دوم: �گیله� در ترکی ریشهٔ مستقل ندارد
در زبان های ترکی، gi̇le / gila به صورت مستقل به معنای �گرد کوچک� به عنوان یک ریشهٔ کهن ثبت نشده است.
آنچه در ترکی امروزی دیده می شود:
- gil / - g�l / - gilə → پسوند یا اسم جمع/گونه
این ها اغلب وام گرفته از زبان های ایرانی قفقاز و شمال ایران هستند.
📚 منابع:
📌 هیچ کدام �گیله� را به عنوان ریشهٔ اصیل ترکی با معنای �دانهٔ گرد� ثبت نکرده اند.
- - -
۲️⃣ �گیله� و �گیلاس� در منابع ایرانی
✔️ �گیله / گِلَک / گیل�
این واژه ها در گویش های شمال ایران ( گیلکی، تالشی، مازندرانی ) به طور گسترده به معنی:
دانه
میوهٔ کوچک
توت مانند
به کار می روند.
📚 منابع معتبر:
- - -
✔️ �گیلاس� در فارسی
واژهٔ گیلاس از نظر زبان شناسی تاریخی:
ریشهٔ ایرانی - قفقازی دارد
از طریق فارسی به عربی ( kirās ) و ترکی ( kiraz ) رفته، نه برعکس
📚 منابع:
Dehkhoda Dictionary, مدخل �گیلاس�
👉 مسیر وام گیری:
> ایرانی → قفقازی / آناتولی → ترکی
نه ترکی → فارسی.
- - -
۳️⃣ �قره گیله� و �اوزوم گیله سی�
نکتهٔ مهم:
ترکیب هایی مانند:
قره گیله ( میوهٔ تیره رنگ )
اوزوم گیله سی ( حبهٔ انگور )
تحلیل علمی:
این ها ترکیبات وصفی متأخر در ترکی های آذری و آناتولی هستند که:
بر پایهٔ واژهٔ وام گرفته شدهٔ �گیله� ساخته شده اند
نه اینکه ریشهٔ �گیله� ترکی باشد
📚 منابع:
- - -
۴️⃣ جمع بندی نهایی ( نتیجهٔ علمی )
ادعا وضعیت علمی
�نار� ترکی است ❌ نادرست
�گیله� ریشهٔ اصیل ترکی دارد ❌ نادرست
�نارگیله� واژهٔ کهن ترکی ❌ بدون سند
�گیلاس� ترکی است ❌ وام واژه از ایرانی
کاربرد �گیله� در ترکی ✔️ درست، اما وام گرفته
ریشهٔ �گیله� در شمال ایران ✔️ مستند و معتبر
- - -
📌 نتیجهٔ قطعی
ادعای مطرح شده ترکیبی از قیاس عامیانه، شباهت ظاهری و فقدان منبع علمی است و در زبان شناسی تاریخی جعلی و غیرقابل قبول محسوب می شود.
نارگیله :قلیانی که کاسه آب آن از نارگیل ساخته شده است .
نارگیل واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �anārgēl� در فارسی میانه می باشد و برای نامیدن نوعی میوه گرمسیری کاربرد دارد .
این واژه با واژه �nārīkela� در سانسکریت هم ریشه است .
نارگیل واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �anārgēl� در فارسی میانه می باشد و برای نامیدن نوعی میوه گرمسیری کاربرد دارد .
این واژه با واژه �nārīkela� در سانسکریت هم ریشه است .
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹




زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹




نارگیله ( Nargilə ) :در زبان ترکی به معنی دانه انار