میشین

لغت نامه دهخدا

میشین. ( ص نسبی ) منسوب به میش. ( ناظم الاطباء ). آنچه به میش ( گوسپند ) نسبت دارد. میشی. || پوست میش دباغی شده. ( ناظم الاطباء ) ( از شعوری ج 2 ورق 366 ). چرم دباغت داده گوسفند. ( آنندراج ). میشَن. چرم دباغی شده پست. ( از یادداشت مؤلف ). || شهلا. ( دهار ). میشی. به رنگ چشم میش. و رجوع به میشی شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) منسوب به میش . ۲ - ( اسم ) میشن .

دانشنامه عمومی

میشین ( به چکی: Měšín ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری چک است که در ناحیه ییهلاوا واقع شده است. [ ۱] میشین ۷٫۰۸ کیلومتر مربع مساحت و ۱۹۴ نفر جمعیت دارد و ۵۱۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
عکس میشین
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

میشین واژه فارسی و برگرفته از واژه �میش� در فارسی میانه به معنای گوسفند و قوچ و پسوند نسبت �ین� می باشد که معنای پوست گوسفند می دهد .
واژه میش در زبان سانسکریت با ریخت �meṣa� و به معنای گوسفند نر و قپچ آمده است .
...
[مشاهده متن کامل]

این واژه فارسی در ترکی استانبولی با ریخت �Meşin� و به معنای پوست گوسفند کاربرد دارد .