از مصدر غنودن، برابر با به خواب اندرشدن، به خواب رفتن
می نغنوم برابر با به خواب نروم
می نغنوم برابر با به خواب نروم
می نغنونم
شب تا سحر می نغنونم و اندرز کس می نشنوم
وین ره نه قاصد میروم کز کف عنانم میرود
شعر سعدی
شب تا سحر می نغنونم و اندرز کس می نشنوم
وین ره نه قاصد میروم کز کف عنانم میرود
شعر سعدی