جایگزین پارسی واژه "می بلعد" : می اوبارد، می اوبارید ، می خورد ، فرو میدهد
در دهخدا هر دو واژه برای بلعیدن نوشته شده است : اوباردن. [ اَ دَ ] ( مص ) فرودادن. بلعیدن. اوباریدن
در باره اوباریدن نوشته شده است چیزی که بدون ناجاویده شدن فرو داده میشود ( #اندیشه خودم : میتواند هم به آن چم باشد که با شتاب بسیار خورده میشود )
... [مشاهده متن کامل]
در دهخدا هر دو واژه برای بلعیدن نوشته شده است : اوباردن. [ اَ دَ ] ( مص ) فرودادن. بلعیدن. اوباریدن
در باره اوباریدن نوشته شده است چیزی که بدون ناجاویده شدن فرو داده میشود ( #اندیشه خودم : میتواند هم به آن چم باشد که با شتاب بسیار خورده میشود )
... [مشاهده متن کامل]
می خورد - قورت می دهد