مویه زارزار کردن

پیشنهاد کاربران

مویه زارزار کردن ؛ سخت گریستن. به سختی گریه و نوحه کردن :
نهاد آن سر خسته را بر کنار
همی کرد پس مویه زارزار.
فردوسی.