موکل داشتن ؛ مراقب کردن. موکل کردن. نهانی مأمور ساختن کسی را برای مراقبت و تحت نظر گرفتن کار و رفتار کسی : چند بار این مهتر را بیازمود و خدمتهای مهم فرمود با لشکرهای گران نامزد کرد بر جانب بلخ و تخارستان وختلان و بر وی در نهان موکل داشت سالاری محتشم را. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 486 ) .
... [مشاهده متن کامل]
نفست همیشه پیرو فرمان شرع باد
تا بر سرش ز عقل بداری موکلی.
سعدی.
... [مشاهده متن کامل]
نفست همیشه پیرو فرمان شرع باد
تا بر سرش ز عقل بداری موکلی.
سعدی.