موقن شدن ؛ یقین کردن. باور داشتن. ایقان و ایمان داشتن :
سِرّ ما را بیگمان موقن شود
زآنکه مؤمن آینه مؤمن شود.
مولوی.
گفت اگر خواهد خدا مؤمن شوم
ور فزاید فضل هم موقن شوم.
مولوی.
سِرّ ما را بیگمان موقن شود
زآنکه مؤمن آینه مؤمن شود.
مولوی.
گفت اگر خواهد خدا مؤمن شوم
ور فزاید فضل هم موقن شوم.
مولوی.