موسا

لغت نامه دهخدا

موسا. ( اِخ ) موسی. رجوع به موسی شود.

فرهنگ فارسی

یکی از ایلخانان ایران است که از ۶۵۴ تا ۷۵۴ ه.ق . در ایران حکومت کردند . موسی پس از عزل ارپاخان در سنه ۷۳۶ ه. بتخت نشست اما امیر شیخ حسن چوپانی او را به ایلخانی نشناخت و ساتی بک خواهر ابوسعید را در ۷۳۹ به سلطنت برداشت و نام او را در خطبه و سکه داخل کرد تا آنکه سلیمان خان مغول به سلطنت رسید و ساتی بک به عقد و ازدواج او در آمد .
موسی .

پیشنهاد کاربران

موسا با حروف لاتین به شکل Musa و به روش بازی کابلا بصورت مو s ا مخفف " من اس ام " . حرف s در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد ۱۹ میباشد با تلفظ ۱ و ۹ مساوی با ۱۰، مشتمل بر پنج مرد و پنج زن خودی یا ده نفس مجرد مشتمل بر پنج منِ مردانه و پنج منِ زنانه و جملگی ملکوتی و در این دنیای یکی عینی، واقعی و فیزیکی از مادر متولد شده و نُه تای دیگر غیبی، برزخی و متافیزیکی. این حقیقت موسائی مشمول حال هر فرد انسانی دیگر ، چه زن و چه مرد، چه دختربچه و چه پسر بچه هم میباشد.
...
[مشاهده متن کامل]

داستان آدم و حوا و ده فرمان موسا، دو سرپوش ضخیم، نفوذ ناپذیر و تاریک اند بر روی آن چراغ حقیقت و نور آن.

مثل مو مثل گیسو
مو سا ( مانند )