مورچه شمشیر ( خنجر یا تیغ ) ؛ پرند و آب آن. ذری السیف. ( یادداشت مؤلف ) . جوهر شمشیر :
آن کو گهر مدح تو بر تیغ زبان راند
چون مورچه تیغ نشیند به گهر بر.
سیف اسفرنگی.
ماهچه توغ او قلعه گردون گشاد
... [مشاهده متن کامل]
مورچه تیغ او ملک سلیمان گرفت.
خاقانی.
آن جهانگیر که شیرینی جان بدخواه
گاه هیجا خورش مورچه خنجر کرد.
امیرخسرو دهلوی.
آن کو گهر مدح تو بر تیغ زبان راند
چون مورچه تیغ نشیند به گهر بر.
سیف اسفرنگی.
ماهچه توغ او قلعه گردون گشاد
... [مشاهده متن کامل]
مورچه تیغ او ملک سلیمان گرفت.
خاقانی.
آن جهانگیر که شیرینی جان بدخواه
گاه هیجا خورش مورچه خنجر کرد.
امیرخسرو دهلوی.