مور سوار
واژه نامه بختیاریکا
پیشنهاد کاربران
مور سوار ؛ مور سواری. مور کلان که پاهای دراز دارد. ( آنندراج ) :
در او مرکب و زین مردان کار
بود جمع یک جا چو مور سوار.
طاهر وحید ( از آنندراج ) .
در او مرکب و زین مردان کار
بود جمع یک جا چو مور سوار.
طاهر وحید ( از آنندراج ) .