مور در طاس افتادن ؛ کنایه از مبتلا شدن به بلا و شکنجه دایمی چرا که موری که در طاس افتد بیرون نمی تواند آمد و پای را در طاس بند نمی تواند کرد. ( آنندراج ) :
چو در طاس لغزنده افتاد مور
رهاننده را چاره بایدنه زور.
نظامی.
رجوع به طاس لغزنده شود.
چو در طاس لغزنده افتاد مور
رهاننده را چاره بایدنه زور.
نظامی.
رجوع به طاس لغزنده شود.