مؤتفکه
لغت نامه دهخدا
مؤتفکة. [ م ُءْ ت َ ف ِ ک َ ] ( اِخ ) نام هر یک از شهرهای لوط. ج ، مؤتفکات. ( یادداشت مؤلف ): گویند در نزدیکی سلمیة بوده در شام ؛ با اهالی اش یکجا سرنگون شد. فقط صد تن جان به سلامت بردند. صد خانه برای آن صد نفر ساختند و آن حوزه را سلم مأته نام دادند و بعد به سلمیة معروف شد. حضرت علی علیه السلام در نکوهش اهل بصره فرموده : یا اهل المؤتفکة! تاکنون سه بار ائتفاک [ انقلاب ] واقع شد و برخداست که بار چهارم این بلا را نازل کند. از این مطلب چنین برمی آید که ائتفاک به معنی انقلاب است و بعضی گفته اند: مراد از مؤتفکة مداین قوم لوط می باشد. ( از معجم البلدان ). شهری باستانی بوده در شام در نزدیکی سلمیه ، پس از ویران شدن ، مردم آن به سلمیه کوچ کرده اند. ( از قاموس الاعلام ترکی ). و رجوع به مؤتفکات شود.
پیشنهاد کاربران
وَالْمُؤْتَفِکَةَ أَهْوَىٰ ( آیه ی ٥٣ سوره نجم )
و شهرها [ ی قوم لوط ] را زیر و رو کرد و به زمین کوبید. ( ترجمه ی حجت الاسلام انصاریان )
وَجَاءَ فِرْعَوْنُ وَمَن قَبْلَهُ وَالْمُؤْتَفِکَاتُ بِالْخَاطِئَةِ ( آیه ی ٩ سوره الحاقه )
... [مشاهده متن کامل]
ﻭ ﻓﺮﻋﻮﻥ ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﺩم ﺷﻬﺮﻫﺎﻱ ﺯﻳﺮ ﻭ ﺭﻭ ﺷﺪﻩ [ ﻗﻮم ﻟﻮﻁ ]ﻣﺮﺗﻜﺐ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻧﺪ.
مُؤتَفِکَة : آبادی زیروروشده که جمع آن می شود: مُؤْتَفِکات.
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت برای مثال معتکفین ( اعتکاف کنندگان ) و معتکفات جلوگیری می کنند از وقوع مؤتفکات و زیر و رو شدن شهرها و آبادی ها با دعا و تضرع خود یا معتکف ( اعتکاف کننده ) و معتکفه جلوگیری می کند از وقوع مؤتفکه و زیر و رو شدن شهرو آبادی با دعا و تضرع خود. در ضمن، این زیر و رو شدن در کلمه ی معتکفات هم مشاهده می شود که حرف عین تبدیل به حرف ؤ شده و جای حرف ف و کاف هم عوض شده است.
و شهرها [ ی قوم لوط ] را زیر و رو کرد و به زمین کوبید. ( ترجمه ی حجت الاسلام انصاریان )
وَجَاءَ فِرْعَوْنُ وَمَن قَبْلَهُ وَالْمُؤْتَفِکَاتُ بِالْخَاطِئَةِ ( آیه ی ٩ سوره الحاقه )
... [مشاهده متن کامل]
ﻭ ﻓﺮﻋﻮﻥ ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﺩم ﺷﻬﺮﻫﺎﻱ ﺯﻳﺮ ﻭ ﺭﻭ ﺷﺪﻩ [ ﻗﻮم ﻟﻮﻁ ]ﻣﺮﺗﻜﺐ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻧﺪ.
مُؤتَفِکَة : آبادی زیروروشده که جمع آن می شود: مُؤْتَفِکات.
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت برای مثال معتکفین ( اعتکاف کنندگان ) و معتکفات جلوگیری می کنند از وقوع مؤتفکات و زیر و رو شدن شهرها و آبادی ها با دعا و تضرع خود یا معتکف ( اعتکاف کننده ) و معتکفه جلوگیری می کند از وقوع مؤتفکه و زیر و رو شدن شهرو آبادی با دعا و تضرع خود. در ضمن، این زیر و رو شدن در کلمه ی معتکفات هم مشاهده می شود که حرف عین تبدیل به حرف ؤ شده و جای حرف ف و کاف هم عوض شده است.
شهر هاومکان های که به سبب سستی وغفلت مردمانش ( فکة ) براثرخوشی ها ولذتهای ( تفکه ) ناروا نابود شده وبرباد رفتند، اشاره به قوم لوط