در محل درج متن برای ارایه نظر، عارض هستم که متن بنده صرفاً فقط نظر و دیدگاه می باشد و هیچ ادعای محکم بر ارایه این نظر نمی باشد.
فوت و موت ؛
اگر بخواهیم از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات به تفاوت معنا و مفهوم در این دو کلمه برسیم باید به مصدر مزدوج در این دو کلمه دقت نظری داشته باشیم.
... [مشاهده متن کامل]
ریشه مصدر مزدوج در کلمه ی فوت که مُصَوِّت حرف اُ در ساختمان این کلمه برای به جریان افتادن صوت در دو حرف صامت ( ف ت ) استفاده شده است دو حرف ( ف ت ) می باشد.
از طریق قانون لاتین در پاتیل کلمات کلمه ی وفات در کلمه ی فوت قابل مشاهده است.
کلمات دیگری که از این مصدر دارای انشعاب شده است عبارتند از ؛ متوفِّی ، متوفّا ، مستوفا ، استیفا و . . .
حرف ت در مصدر این کلمه از طریق قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر به لحاظ مدل صدور آوا به دلیل محل مشترک صدور آوا از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان با حرف د قابل تبدیل به این حرف می باشد. یعنی دو حرف ( ت د ) دارای یک محل صدور برای ایجاد آوا از طریق ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان مثل زبان دندان و لب ها و حلق و سقف دهان به عنوان یک دستگاه موسیقایی از جانب خدواند خالق متعال در اعضای وجودی ما می باشد.
فلذا به لحاظ جهت جریان مفهوم این کلمه به سمت ایجاد کلمات دیگر با یک معنای مشترک در یک موقعیت کاربردی دیگر از ریخت فوت به ریخت فود، کلمه ی فایده در کلمه ی فوت قابل مشاهده می شود.
اگر بخواهیم از طریق اصطلاحات روزمره در مکالمات، پی به ارتباط معنایی دو کلمه ی فوت و فایده ببریم اصطلاح فوت وقت به معنی فایده نبردن و فدا شدن وقت و از فایده افتادن وقت می توانیم رابطه معنایی این دو کلمه را بفهمیم.
همچنین اصطلاح فوت و فن از جهت مفید بودن فن و پرفایده تر بودن یک فن علمی به لحاظ روش و شیوه اجرا و عمل، قابل برداشت می باشد.
در همین راستا کلماتی را ما می توانیم در زوایای مختلف مشاهده کنیم که در نگاه اول ممکن است نتوانیم پی به ارتباط معنایی آنها ببریم مثل کلمه ی food در زبان انگلیسی با ترجمه و برگردان آن به معنی غذا به زبان فارسی که از مفهوم فایده دهنده بودن خوراکی ها دارای معنا و مفهوم می باشد.
از مصدر مزدوج ( ف ت ) در کلمه ی فوت در دو جهت متفاوت یعنی مثبت و منفی در جهت ثبات و نفی معنای مفید بودن به معنی فایده بردن یا نبردن در این کلمه در کلمات مختلف استفاده شده است در جهت مثبت جهت ثبات بخشی این معنا مثل کلمه ی فُتُوَّت که دارای باب خروج در ساختمان این کلمه با حرف ت می باشد با ترجمه ی موازی آن به معنای جوانمردی از جهت مفید بودن شخص مورد نظر و کلماتی مثل فاطم و فاطمه و فتانه با مصوت تعالی بخش حرف آ در ساختمان این کلمات به معنی بسیار پر فایده و فایده رسان و فدا شونده دارای منظور می باشد و در جهت منفی جهت نفی فایده رسانی کلمه ی فوت به معنی فدا شدن و از فایده افتادن در عالم ماده و به فایده رسیدن در عالم وراماده و کلمه ای مثل فتنه به عنوان یک اخلاق نکوهیده و مزموم به معنی فوت فرصت ها دارای منظور مشترک فایده خود را نشان می دهد.
و کلمه ی بعدی یعنی کلمه ی موت را اگر بخواهیم از طریق مصدر مزدوج در ساختمان این کلمه بررسی کنیم دو حرف ( م ت ) ریشه بسیاری از کلمات دیگر با این مصدر خواهد بود.
تعریف کنده شدن و تراشیده شدن روح از کالبد بدن را ما در کلمه ی مَتّه به عنوان یک ابزار صنعتی در زمانه ما می توانیم در ذهن مان این مفهوم را تصویر سازی کنیم.
و از طریق اصطلاحات رایج اصطلاح مات شدن در اصطلاح کیش و مات در بازی شطرنج به معنی باختن و بازنده شدن و از امتداد بازماندن را می توانیم در این معنا و مفهوم دریافت کنیم.
همچنین در ساختمان کلمه ی متین به معنی دارای متن که دارای مصدر ( م ت ) می باشد مفهوم امتداد یافتن مفاهیم در جملات و مکاتبات نوشتاری قابل مشاهده و برداشت می باشد.
پس در یک تعریف خلاصه تعریفی که بشود برای کلمه ی موت در دو جهت مثبت و منفی کرد به معنی مِتُدی دارای امداد که باعث ایجاد امتداد در عالم غیرمادی و از امتداد بازماندن در عالم ماده بشود.
یعنی مفهوم کلمه ی موت این سخن را برای گفتن به ما دارد که مرگ مادی پایان کار نیست بلکه شروع یک مرحله جدید از زندگی می باشد.
فوت و موت ؛
اگر بخواهیم از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات به تفاوت معنا و مفهوم در این دو کلمه برسیم باید به مصدر مزدوج در این دو کلمه دقت نظری داشته باشیم.
... [مشاهده متن کامل]
ریشه مصدر مزدوج در کلمه ی فوت که مُصَوِّت حرف اُ در ساختمان این کلمه برای به جریان افتادن صوت در دو حرف صامت ( ف ت ) استفاده شده است دو حرف ( ف ت ) می باشد.
از طریق قانون لاتین در پاتیل کلمات کلمه ی وفات در کلمه ی فوت قابل مشاهده است.
کلمات دیگری که از این مصدر دارای انشعاب شده است عبارتند از ؛ متوفِّی ، متوفّا ، مستوفا ، استیفا و . . .
حرف ت در مصدر این کلمه از طریق قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر به لحاظ مدل صدور آوا به دلیل محل مشترک صدور آوا از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان با حرف د قابل تبدیل به این حرف می باشد. یعنی دو حرف ( ت د ) دارای یک محل صدور برای ایجاد آوا از طریق ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان مثل زبان دندان و لب ها و حلق و سقف دهان به عنوان یک دستگاه موسیقایی از جانب خدواند خالق متعال در اعضای وجودی ما می باشد.
فلذا به لحاظ جهت جریان مفهوم این کلمه به سمت ایجاد کلمات دیگر با یک معنای مشترک در یک موقعیت کاربردی دیگر از ریخت فوت به ریخت فود، کلمه ی فایده در کلمه ی فوت قابل مشاهده می شود.
اگر بخواهیم از طریق اصطلاحات روزمره در مکالمات، پی به ارتباط معنایی دو کلمه ی فوت و فایده ببریم اصطلاح فوت وقت به معنی فایده نبردن و فدا شدن وقت و از فایده افتادن وقت می توانیم رابطه معنایی این دو کلمه را بفهمیم.
همچنین اصطلاح فوت و فن از جهت مفید بودن فن و پرفایده تر بودن یک فن علمی به لحاظ روش و شیوه اجرا و عمل، قابل برداشت می باشد.
در همین راستا کلماتی را ما می توانیم در زوایای مختلف مشاهده کنیم که در نگاه اول ممکن است نتوانیم پی به ارتباط معنایی آنها ببریم مثل کلمه ی food در زبان انگلیسی با ترجمه و برگردان آن به معنی غذا به زبان فارسی که از مفهوم فایده دهنده بودن خوراکی ها دارای معنا و مفهوم می باشد.
از مصدر مزدوج ( ف ت ) در کلمه ی فوت در دو جهت متفاوت یعنی مثبت و منفی در جهت ثبات و نفی معنای مفید بودن به معنی فایده بردن یا نبردن در این کلمه در کلمات مختلف استفاده شده است در جهت مثبت جهت ثبات بخشی این معنا مثل کلمه ی فُتُوَّت که دارای باب خروج در ساختمان این کلمه با حرف ت می باشد با ترجمه ی موازی آن به معنای جوانمردی از جهت مفید بودن شخص مورد نظر و کلماتی مثل فاطم و فاطمه و فتانه با مصوت تعالی بخش حرف آ در ساختمان این کلمات به معنی بسیار پر فایده و فایده رسان و فدا شونده دارای منظور می باشد و در جهت منفی جهت نفی فایده رسانی کلمه ی فوت به معنی فدا شدن و از فایده افتادن در عالم ماده و به فایده رسیدن در عالم وراماده و کلمه ای مثل فتنه به عنوان یک اخلاق نکوهیده و مزموم به معنی فوت فرصت ها دارای منظور مشترک فایده خود را نشان می دهد.
و کلمه ی بعدی یعنی کلمه ی موت را اگر بخواهیم از طریق مصدر مزدوج در ساختمان این کلمه بررسی کنیم دو حرف ( م ت ) ریشه بسیاری از کلمات دیگر با این مصدر خواهد بود.
تعریف کنده شدن و تراشیده شدن روح از کالبد بدن را ما در کلمه ی مَتّه به عنوان یک ابزار صنعتی در زمانه ما می توانیم در ذهن مان این مفهوم را تصویر سازی کنیم.
و از طریق اصطلاحات رایج اصطلاح مات شدن در اصطلاح کیش و مات در بازی شطرنج به معنی باختن و بازنده شدن و از امتداد بازماندن را می توانیم در این معنا و مفهوم دریافت کنیم.
همچنین در ساختمان کلمه ی متین به معنی دارای متن که دارای مصدر ( م ت ) می باشد مفهوم امتداد یافتن مفاهیم در جملات و مکاتبات نوشتاری قابل مشاهده و برداشت می باشد.
پس در یک تعریف خلاصه تعریفی که بشود برای کلمه ی موت در دو جهت مثبت و منفی کرد به معنی مِتُدی دارای امداد که باعث ایجاد امتداد در عالم غیرمادی و از امتداد بازماندن در عالم ماده بشود.
یعنی مفهوم کلمه ی موت این سخن را برای گفتن به ما دارد که مرگ مادی پایان کار نیست بلکه شروع یک مرحله جدید از زندگی می باشد.
در محل درج متن برای ارایه نظر خودم عارض هستم که متن بنده فقط نظر می باشد و هیچ ادعای محکم بر ارایه نظر خودم ندارم.
فوت و موت ؛
اگر بخواهیم به تفاوت معنا و مفهوم در این دو کلمه برسیم باید به مصدر مزدوج در این دو کلمه دقت نظری داشته باشیم.
... [مشاهده متن کامل]
ریشه مصدر مزدوج در کلمه ی فوت که مُصَوِّت حرف اُ در ساختمان این کلمه برای به جریان افتادن صوت در دو حرف صامت ( ف ت ) استفاده شده است دو حرف ( ف ت ) می باشد.
از طریق قانون لاتین در پاتیل کلمات کلمه ی وفات در کلمه ی فوت قابل مشاهده است.
کلمات دیگری که از این مصدر دارای انشعاب شده است عبارتند از ؛ متوفِّی ، متوفّا ، مستوفا ، استیفا و . . .
حرف ت در مصدر این کلمه از طریق قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر به لحاظ مدل صدور آوا به دلیل محل مشترک صدور آوا از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان با حرف د قابل تبدیل به این حرف می باشد. یعنی دو حرف ( ت د ) دارای یک محل صدور برای ایجاد آوا از طریق ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان مثل زبان دندان و لب ها و حلق و سقف دهان به عنوان یک دستگاه موسیقایی از جانب خدواند متعال می باشد.
فلذا به لحاظ جهت جریان مفهوم این کلمه به سمت ایجاد کلمات دیگر با یک معنای مشترک در یک موقعیت کاربردی دیگر، کلمه ی فایده در کلمه ی فوت قابل مشاهده می شود.
اگر بخواهیم از طریق اصطلاحات روزمره در مکالمات، پی به ارتباط معنایی این دو کلمه ببریم اصطلاح فوت وقت به معنی فایده نبردن و فدا شدن وقت و از فایده افتادن وقت می توانیم رابطه معنایی این دو کلمه را بفهمیم.
همچنین اصطلاح فوت و فن از جهت مفید بودن فن و پرفایده تر بودن یک فن علمی به لحاظ روش و شیوه اجرا و عمل، قابل برداشت می باشد.
در همین راستا کلماتی را ما می توانیم در زوایای مختلف مشاهده کنیم که در نگاه اول ممکن است نتوانیم پی به ارتباط معنایی آنها ببریم مثل کلمه ی food در زبان انگلیسی با ترجمه و برگردان آن به معنی غذا به زبان فارسی که از مفهوم فایده دهنده بودن خوراکی ها دارای معنا و مفهوم می باشد.
از مصدر مزدوج ( ف ت ) در کلمه ی فوت در دو جهت متفاوت یعنی مثبت و منفی در جهت ثبات و نفی معنای مفید بودن در این کلمه در کلمات مختلف استفاده شده است در جهت مثبت جهت ثبات بخشی این معنا مثل فُتُوَّت با ترجمه ی موازی آن به معنای جوانمردی از جهت مفید بودن و کلماتی مثل فاطم و فاطمه و فتانه با مصوت تعالی بخش حرف آ در ساختمان این کلمات به معنی بسیار پر فایده و فایده رسان و فدا شونده دارای منظور می باشد و در جهت منفی جهت نفی فایده رسانی کلمه ی فوت به معنی از فایده افتادن و کلمه ای مثل فتنه به عنوان یک اخلاق نکوهیده و مزموم به معنی فوت فرصت ها دارای منظور خود را نشان می دهد.
و کلمه ی بعدی یعنی کلمه ی موت را اگر بخواهیم از طریق مصدر مزدوج در ساختمان این کلمه بررسی کنیم دو حرف ( م ت ) ریشه بسیاری از کلمات دیگر با این مصدر خواهد بود.
تعریف کنده شدن و تراشیده شدن روح از کالبد بدن را ما در کلمه ی مَتّه به عنوان یک ابزار صنعتی در زمانه ما می توانیم در ذهن مان این مفهوم را تصویر سازی کنیم.
و از طریق اصطلاحات رایج اصطلاح مات شدن در اصطلاح کیش و مات در بازی شطرنج به معنی باختن و بازنده شدن و از امتداد بازماندن را می توانیم در این معنا و مفهوم دریافت کنیم.
همچنین در ساختمان کلمه ی متین به معنی دارای متن که دارای مصدر ( م ت ) می باشد مفهوم امتداد یافتن مفاهیم در جملات و مکاتبات نوشتاری قابل مشاهده و برداشت می باشد.
پس در یک تعریف خلاصه تعریفی که بشود برای کلمه ی موت در دو جهت مثبت و منفی کرد به معنی مِتُدی دارای امداد که باعث ایجاد امتداد در عالم غیرمادی و از امتداد بازماندن در عالم ماده بشود.
فوت و موت ؛
اگر بخواهیم به تفاوت معنا و مفهوم در این دو کلمه برسیم باید به مصدر مزدوج در این دو کلمه دقت نظری داشته باشیم.
... [مشاهده متن کامل]
ریشه مصدر مزدوج در کلمه ی فوت که مُصَوِّت حرف اُ در ساختمان این کلمه برای به جریان افتادن صوت در دو حرف صامت ( ف ت ) استفاده شده است دو حرف ( ف ت ) می باشد.
از طریق قانون لاتین در پاتیل کلمات کلمه ی وفات در کلمه ی فوت قابل مشاهده است.
کلمات دیگری که از این مصدر دارای انشعاب شده است عبارتند از ؛ متوفِّی ، متوفّا ، مستوفا ، استیفا و . . .
حرف ت در مصدر این کلمه از طریق قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر به لحاظ مدل صدور آوا به دلیل محل مشترک صدور آوا از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان با حرف د قابل تبدیل به این حرف می باشد. یعنی دو حرف ( ت د ) دارای یک محل صدور برای ایجاد آوا از طریق ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان مثل زبان دندان و لب ها و حلق و سقف دهان به عنوان یک دستگاه موسیقایی از جانب خدواند متعال می باشد.
فلذا به لحاظ جهت جریان مفهوم این کلمه به سمت ایجاد کلمات دیگر با یک معنای مشترک در یک موقعیت کاربردی دیگر، کلمه ی فایده در کلمه ی فوت قابل مشاهده می شود.
اگر بخواهیم از طریق اصطلاحات روزمره در مکالمات، پی به ارتباط معنایی این دو کلمه ببریم اصطلاح فوت وقت به معنی فایده نبردن و فدا شدن وقت و از فایده افتادن وقت می توانیم رابطه معنایی این دو کلمه را بفهمیم.
همچنین اصطلاح فوت و فن از جهت مفید بودن فن و پرفایده تر بودن یک فن علمی به لحاظ روش و شیوه اجرا و عمل، قابل برداشت می باشد.
در همین راستا کلماتی را ما می توانیم در زوایای مختلف مشاهده کنیم که در نگاه اول ممکن است نتوانیم پی به ارتباط معنایی آنها ببریم مثل کلمه ی food در زبان انگلیسی با ترجمه و برگردان آن به معنی غذا به زبان فارسی که از مفهوم فایده دهنده بودن خوراکی ها دارای معنا و مفهوم می باشد.
از مصدر مزدوج ( ف ت ) در کلمه ی فوت در دو جهت متفاوت یعنی مثبت و منفی در جهت ثبات و نفی معنای مفید بودن در این کلمه در کلمات مختلف استفاده شده است در جهت مثبت جهت ثبات بخشی این معنا مثل فُتُوَّت با ترجمه ی موازی آن به معنای جوانمردی از جهت مفید بودن و کلماتی مثل فاطم و فاطمه و فتانه با مصوت تعالی بخش حرف آ در ساختمان این کلمات به معنی بسیار پر فایده و فایده رسان و فدا شونده دارای منظور می باشد و در جهت منفی جهت نفی فایده رسانی کلمه ی فوت به معنی از فایده افتادن و کلمه ای مثل فتنه به عنوان یک اخلاق نکوهیده و مزموم به معنی فوت فرصت ها دارای منظور خود را نشان می دهد.
و کلمه ی بعدی یعنی کلمه ی موت را اگر بخواهیم از طریق مصدر مزدوج در ساختمان این کلمه بررسی کنیم دو حرف ( م ت ) ریشه بسیاری از کلمات دیگر با این مصدر خواهد بود.
تعریف کنده شدن و تراشیده شدن روح از کالبد بدن را ما در کلمه ی مَتّه به عنوان یک ابزار صنعتی در زمانه ما می توانیم در ذهن مان این مفهوم را تصویر سازی کنیم.
و از طریق اصطلاحات رایج اصطلاح مات شدن در اصطلاح کیش و مات در بازی شطرنج به معنی باختن و بازنده شدن و از امتداد بازماندن را می توانیم در این معنا و مفهوم دریافت کنیم.
همچنین در ساختمان کلمه ی متین به معنی دارای متن که دارای مصدر ( م ت ) می باشد مفهوم امتداد یافتن مفاهیم در جملات و مکاتبات نوشتاری قابل مشاهده و برداشت می باشد.
پس در یک تعریف خلاصه تعریفی که بشود برای کلمه ی موت در دو جهت مثبت و منفی کرد به معنی مِتُدی دارای امداد که باعث ایجاد امتداد در عالم غیرمادی و از امتداد بازماندن در عالم ماده بشود.