منور کردن


معنی انگلیسی:
illuminate, irradiate

مترادف ها

shine (فعل)
روشن شدن، براق کردن، تابیدن، درخشیدن، منور کردن، نورافشاندن

irradiate (فعل)
نورافکندن، منور کردن، درخشان کردن

illuminate (فعل)
روشن کردن، منور کردن، درخشان ساختن، زرنما کردن، چراغانی کردن

فارسی به عربی

اضی

پیشنهاد کاربران

منور کردن ؛ روشن کردن :
دلم را چون به فضل خویش ایزد
بکرد از عقل نورانی منور.
ناصرخسرو.
تیغزن آسمان خاک سیه پوش را
کرده منور چو روی رایزن شهریار.
خاقانی.