shine (فعل)روشن شدن، براق کردن، تابیدن، درخشیدن، منور کردن، نورافشاندنirradiate (فعل)نورافکندن، منور کردن، درخشان کردنilluminate (فعل)روشن کردن، منور کردن، درخشان ساختن، زرنما کردن، چراغانی کردن
منور کردن ؛ روشن کردن :دلم را چون به فضل خویش ایزدبکرد از عقل نورانی منور. ناصرخسرو. تیغزن آسمان خاک سیه پوش راکرده منور چو روی رایزن شهریار. خاقانی.+ عکس و لینک