منور شدن

پیشنهاد کاربران

- منور شدن ؛ روشن شدن. ( ناظم الاطباء ) :
چو شب پرنیان سیه کرد چاک
منور شد از پرتو هور خاک.
فردوسی.
یارب آن صبح کجا رفت که شبهای دگر
نفسی میزد و آفاق منور میشد.
سعدی.
عیشها دارم در این آتش که بینی دم به دم
کاندرونم گرچه میسوزد منور میشود.
سعدی.