منقش گشتن ( گردیدن ) ؛ منقش شدن :
از بدیع اسپرغمها، صحرا
همچودیبا همه منقش گشت.
عثمان مختاری ( دیوان چ همایی ص 557 )
از بدیع اسپرغمها، صحرا
همچودیبا همه منقش گشت.
عثمان مختاری ( دیوان چ همایی ص 557 )
منقش گشتن ( گردیدن ) ؛ منقش شدن :
از بدیع اسپرغمها، صحرا
همچودیبا همه منقش گشت.
عثمان مختاری ( دیوان چ همایی ص 557 ) .
عیب و هنر شعر بر صحیفه خرد او منقش گردد. ( چهارمقاله چ معین ص 47 ) . صحایف ضمایر و الواح خواطر ایشان بدان صور چنان منقش گردد. . . ( مصباح الهدایه چ همایی ص 14 ) . رجوع به ترکیب منقش شدن شود.
... [مشاهده متن کامل]
از بدیع اسپرغمها، صحرا
همچودیبا همه منقش گشت.
عثمان مختاری ( دیوان چ همایی ص 557 ) .
عیب و هنر شعر بر صحیفه خرد او منقش گردد. ( چهارمقاله چ معین ص 47 ) . صحایف ضمایر و الواح خواطر ایشان بدان صور چنان منقش گردد. . . ( مصباح الهدایه چ همایی ص 14 ) . رجوع به ترکیب منقش شدن شود.
... [مشاهده متن کامل]