منقش کردن

پیشنهاد کاربران

منقش کردن ؛ نگارین کردن. پرنقش و نگار کردن :
کرده زمین را ز رنگ روی منقش
کرده هوا را به بوی زلف معطر.
مسعودسعد.
مرصع کرد تقدیرش به فر آفرین صورت
منقش کرد اقبالش به تأیید شرف ارکان.
عمعق ( دیوان چ نفیسی ص 191 ) .
پیسیدن