منعطف کردن


مترادف منعطف کردن: متوجه کردن، معطوف ساختن، تغییر جهت دادن، منعطف ساختن

پیشنهاد کاربران

منعطف کردن ؛ برگردانیدن. متوجه ساختن : پدر و دختر گفتند مگر اختر سعد عنان عاطفت پادشاه ، سوی ما منعطف کرد. ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 22 ) .
منعطف کردن : معطوف داشتن .
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص42 ) .