منظومه ای از وحشی بافقی

پیشنهاد کاربران

کمال الدین یا شمس الدین بافقی با لقب وحشی.
به دلیل اینکه بافق گاهی از جزء کرمان و گاهی از توابع یزد بوده ، لذا وحشی را گاهی یزدی و گاهی کرمانی به حساب می آورند
وحشی بافقی به دلیل تنهایی و گوشه گیری از مردم لقب وحشی را برای خود برگزید. کلمه وحشی در گذشته معنی تنهایی و عزلت بودچون بدین گونه زندگی عاری از تعلقات دنیوی بوده ، لذا این کلمه معنی کنونی را نداشته است.
...
[مشاهده متن کامل]

اشعار وی از بهترین نمونه های اشعار عاشقانه فارسی است. که در دلباختگی انسان نهایت بهره را برده است از آنجا که کمتر از واژه های عربی استفاده کرده لذا برای اهل ادب آسان و روان می نماید
ایشان همراه برادر بزرگترش مرادی بافقی در نزد شرف الدین علی تلمذ کرده اند
وحشی دوران تکامل خود را در یزد گذراند اما به هرمز و هندوستان نیز سفر نمود.
او در اشعارش شاه طهماسب را ستوده و در زمان سه تن از شاهان صفوی ( : شاه طهماسب، شاه اسماعیل دوم و محمد خدابنده ) زیست. او یکی از موفق ترین شاعرانی است که از حکیم نظامی در اشعارش تقلید کرده است.
آرامگاه وحشی بافقی در محله پیرو برج روبروی شاهزاده فاضل است. گویند که وحشی در زیر سنگ مرمرینی که یکی از سروده های سوزناکش بر آن کنده شده، دفن شده است.
روی قبـرم بنویسید وفادار برفت
آن جگر سوخته خسته ازین دار برفت
آثار باقیماندهٔ وی عبارتند از دیوان اشعار، مثنوی خلد برین، مثنوی ناظر و منظور و مثنوی فرهاد و شیرین که این آخری به علت فوت وی ناتمام ماند و قرنها پس از او وصال شیرازی آن را به اتمام رساند.
اشعار ایشان ساده ، روان و سلیس هستند :👇
از برای خاطر اغیار خوارم میکنی
من چه کردم کاین چنین بی اعتبارم میکنی
روزگاری آنچه با من کرد استغنای تو
گر بگویم گریه ها بر روزگارم میکنی
گر نمی آیم بسوی بزمت از شرمندگیست
زانکه هردم پیش جمعی شرمسارم میکنی
گر بدانی حال من گریان شوی بی اختیار
ای که منــع گریه بی اختیارم میکنی
گفته ای تدبیر کارت میکنم وحشی منال
رفت کار از دست کی تدبیر کارم میکنی

رضاضحاکی راحت. دبیر تاریخ و ادبیات
اسدآبادهمدان

خلدبرین