لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف ها
فقط، منحصرا، محضا، بتنهایی
تنها، منحصرا، دو بدو
منحصرا
منحصرا
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
منحصرا ( به طور انحصاری ) : همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست:
به تنهایی، یک تنه ( دری )
یکینیها yakinihā ( بلوچی با پسوند پهلوی قید ساز یها )
به تنهایی، یک تنه ( دری )
یکینیها yakinihā ( بلوچی با پسوند پهلوی قید ساز یها )
منحصرا:خویشستار، خویشستا، ویژستا
فقط؛ مخصوص؛ اختصاص داده شده
تنها، تنها و تنها ، به ویژه
مخصوصا
فقط
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
اِکَت ( سنسکریت: اِکَدها )
اِکان ( سنسکریت: اِکانتَ )
کِوال ( سنسکریت: کِوَلَ )
اِکَت ( سنسکریت: اِکَدها )
اِکان ( سنسکریت: اِکانتَ )
کِوال ( سنسکریت: کِوَلَ )