مملوس

لغت نامه دهخدا

مملوس. [ م َ ] ( ع ص ) صبی مملوس ؛ کودک خایه کشیده. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). خایه بیرون کشیده. ( مهذب الاسماء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

کودک خایه کشیده

پیشنهاد کاربران

شخصیتی که الت تناسلی ندارد . دراصطلاح زبای خوجه و در گفتار ادبی . . . خاجه. . .

بپرس