مقذوف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
مَقْذوف
ج. مَقاذِیف و مَقْذُوفَة ج. - ات:موشک؛گلوله، تیر و نظایر آن. ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی, ص533 )
ما یُرمی بقُوّةً من قَنَابل و غیرها �� ج مَقاذِیف و مَقْذُوفات:قذیفة: �مَقذوف مُصادِم� �� صاروخ ( المنجد فی اللغة العربیة المعاصرة, ص1135 ) َ
ج. مَقاذِیف و مَقْذُوفَة ج. - ات:موشک؛گلوله، تیر و نظایر آن. ( فرهنگ معاصر عربی - فارسی, ص533 )
ما یُرمی بقُوّةً من قَنَابل و غیرها �� ج مَقاذِیف و مَقْذُوفات:قذیفة: �مَقذوف مُصادِم� �� صاروخ ( المنجد فی اللغة العربیة المعاصرة, ص1135 ) َ
جهت اطلاع بیشتر به "قذف" و "قاذف" در آبادیس مراجعه کنید.
مورد قذف واقع شده، کسی که عمل لواط یا زنا به او نسبت داده می شود مقذوف نامیده می شود.
مقذوف ==آنکه دیگری به او عمل زنا یا لواط را نسبت میدهد