مقبول امدن

فرهنگ فارسی

( مقبول آمدن ) ( مصدر ) مورد پسند واقع شدن مطبوع آمدن : [ گر دیگری بشیو. حافظ زدی رقم مقبول طبع شاه هنر پرور آمدی . ]

پیشنهاد کاربران

مقبول آمدن ؛ مورد پسند واقع شدن. مطبوع گردیدن : در این وقت. . . مثال بی مثال. . . از درگاه معلی خدایگانی. . . به بنده مخلص رسانیدند و به قدر امکان خدمت نوشت ان شأاﷲ تعالی که مقبول آید. ( منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 279 ) .
گر دیگری به شیوه حافظ زدی رقم
مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی.
حافظ.
مقبول آمدن : پسندیده شدن .
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 354 ) .