مقبول افتادن


مترادف مقبول افتادن: پذیرفته شدن، مقبول آمدن، پذیرش یافتن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - پذیرفته شدن . ۲ - مورد پسند واقع شدن خوشایند گشتن .

پیشنهاد کاربران

مقبول افتادن ؛ پذیرفته شدن. مورد قبول واقع شدن : امیر گفت : عذر تو مسموع و مقبول افتاد. ( جوامع الحکایات عوفی ) .
مسموع افتادن ؛ قبول شدن. پذیرفته گردیدن. ( یادداشت بخط مؤلف ) : هر وقتی که گفتی من سلیمانم استخفافی کردندی و قول او مسموع نیفتادی. ( قصص الانبیاء ص 168 ) .